<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ناصر بزرگمهر - روزنامه نگار</title>
<link>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/</link>
<description>با پوزش ازتاخیر، پاسخ پیشنهادهاو نظرات خود را در زیرهمان جایی که یادداشت خودرا نوشته اید، بخوانید.</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 29 Aug 2009 14:09:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>روشنایی در پیوند است</title>
<link>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-195.aspx</link>
<description>            
&lt;P style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;سالهاقبل در نشریه روزگاروصل شماره۱۶و۱۷ـ تابستان۱۳۷۴نوشتم: برای کی بنویسم٬برای کی بگویم٬چرابگویم٬چه بگویم٬ازکجابگویم٬چگونه بگویم واگرگفتم ونوشتم٬چه خواهدشد؟مگراینقدریا آنقدر گفتندونوشتندچه شد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ـ در همان یادداشت،به خودم پاسخ دادم:اما اگر ننویسم،اگر نگویم،اگر ننویسند، اگر نگویند، که تاریخ هنوزدر برگ اول سرگردان مانده بود.(تازه ما که کاردیگری بلدنیستیم، ازحرف،ازنوشتن وگفتن، نان می خوریم).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-حالا تابستان 1388 است. پیرتر شده ایم، خیلی هارا دراین سالها از دست داده ایم. خیلی ها و خیلی چیزها را .(خیلی چیزها مهم نیستند، اما خیلی ها مهم اند).مدتهاست که کمتر منتشر می شویم(نمی گویم،نمی نویسم یا منتشر نمی کنم). برای بازی وبلاگی هم، سالی یکی دوبار،که یکبارآن حتما نوروز است.(در سن و سال و شرایط من کفایت می کند. نباید دوستان را خسته کرد از ملال هر لحظه خواندن.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; -اما امروز ، چرا امروز؟ امروز چند نازنین برایم نوشته اند چرانمی نویسی؟چند نارنین در گوشهایم گفته اندچرانمی نویسی؟وامروزچندنازنین دیگر در وبلاگ های خودشان نوشته اند خداحافظ و یا چیزی شبیه به این مضمون. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروز محمد آقازاده در وبلاگ خودش نوشته بود: وقتی نمی توانی بنویسی، ننویس و بدینگونه به خودش مرخصی داده است،مرخصی که سالها قبل من در روزگار وصل و خیلی های دیگر درسالهای قبلتر و بعدتر به خودشان داده بودند.( به کجا چنین شتابان/ به هر آن کجا که باشد/ به جز این سرا، سرایم / سفرت به خیر....)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروز فیروزه عسگری هم در وبلاگش سروده بود: این روزها زیاد می خوابم / کمتر حرف می زنم / گاهی هم فکر می کنم / به روزهایی که از دست داده ام / به فرداهایی که نمی آیند/ به رویاهایم که برباد می روند و ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروز محمد میر فصیحی هم گفته بود.... و امروز خیلی ها چنین گفته اندوچنین نوشته اند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خستگی - خواب - تکرار- سکوت - خداحافظ.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- در همان یاداشت سال 1374 نوشته بودم که یک مرد غیرتمند  عشایر به یک مقام عالیرتبه که برای بازدید منطقه محروم فقیر نشین عشایری خوزستان آمده بود، گفته است تو که با بادی می آیی و با بادی می روی چه می دانی درد ما چیست؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آن مرد غیرتمند عشایر به شاه زمان با لهجه خاص محلی خودش گفته بود ، تو که با هلیکوپتر می آیی و با هلیکوپتر می روی، از درد مردمی که در کوه و بیابان و دشت، از این صخره های ناهموارو در گل و لای دشت و بیابان و در آفتاب و باد و باران، از محلی به محل دیگر برای لقمه نانی و کمی زندگی، کوچ می کنند، چه می دانی؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; - در تراس طبقه سیزدهم آپارتمانی کوچک در حومه شهری آرام ازهیاهوی جهان نشسته ام(این روزهازیادمی خوابم، کمتر حرف می زنم، گاهی هم فکر می کنم ...)جنگل، مردم و نمایی دورازشهر را می بینم، به کجا چنین شتابان/ گون ازنسیم پرسید / دل من گرفته زین جا / هوس سفر نداری / زغبار این بیابان.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تو که با بادی آیی و با بادی می روی، از درد این مردم چه می دانی؟اصلا حق داریم بنویسیم یابگوییم؟چه می دانم؟نمی دانم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- روزگاروصل را در سالهای بعد از جنگ، در آغازدهه هفتاد، در روزگاری که بی شباهت به روزگارفصل نبود، در شرایطی سخت و دشوار که به همه چیز شبیه بود جزروزگاروصل منتشر کردیم،درهمان روزگاروصل نوشتم که مطبوعات در شرایطی به حیات خود ادامه می دهند که هنوز دست اندرکاران مسئول، هیچگونه ضابطه و قاعده ای برای آن قایل نیستند و هنوز مشخص نیست که چهارچوب انتشار یک نشریه، حدود قانون اساسی و همین قانون مطبوعات نیم بند است یا سلیقه های فراوان فلان مسئول چندکلاسه نهضت سوادآموزی استاد قرائتی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- اما روزگاروصل را با همه توان منتشر کردیم. روزگاروصل پایگاه عشق بود و امید. روزگاروصل پاتوق آنهایی بود که هیچ جایی برای نوشتن نداشتند، اسم و رسمی هم نداشتند، خانه قلم بدستان جوان، اما عاشق. عاشقان این سرزمین همیشه سبز، عشق به سرزمین همیشه سبزمادری، سختی ها را آسان می کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بر روی جلد روزگار وصل شماره بیست فروردین 1375 گل لاله قرمزی را در یک گلدان سیاه بر زمینه صفحه سفیدگذاشتیم و با خطی سبز نوشتیم، نوروز، میراث ماندگار سرزمین همیشه سبزمان، بر شما ایرانیان مبارک باد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا نمی دانم اگر روزگار وصل جوانمرگ نشده بود در نوروز 1389، بعد از چهارده سال می توانستیم از خط سبز برای تبریک استفاده کنیم؟راستی این روزها  خرید و فروش خودکار سبز، یا نوشتن با آن جرم نیست؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درهمان روزگاروصل شماره بیست فروردین 1375،نوشته بودم:سالهای کودکی، نوجوانی و جوانی را در آرزوی نمره بیست گذرانده ایم.درکودکی چه شماتت هایی که از مادر و همسایه و دوست و معلم و مدیر و همگان برای این نمره بیست نشنیدیم، چه رقابت هایی که من و شهرام و خلیل ورسول و محمود و مسعود و محسن و مجید و وحیدوتو وتو و ...با هم نکردیم.وچقدر دور بوداین نمره بیست از ما.هرچه می دویدیم، اودور و دورتر می رفت و دست نیافتنی ترمی شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در همان شماره بیست نوشته بودم: حالا در روزگار وصل به شماره بیست دست پیدا کرده ایم، اما دلمان می خواهد فکر کنیم که تازه اول راه است.این بیست شماره دست گرمی بوده است.می خواستیم بدانیم که چه می توان کرد، خودمان را محک زده ایم با سنگ محک شما مردم، شما خواندگان مجله.خواستیم ببینیم که سنگ محک شمامحکم است. می توان به آن دل بست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در همان یادداشت نوشته بودم: به شماره 20 رسیدیم، اما نمره بیست نگرفتیم، آرزو می کنیم در شماره 200 اگر بودیم، نمره بیست بگیریم، ظاهرا هنوز هم چون کودکی، آرزوهایمان برآورده نمی شود...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- گفتن یا نوشتن زمانی می تواند راهگشا باشد که مطبوعات بتوانند حداقل از اوضاع و احوالی که روزانه در کنار من و شما می گذرد حرفی به میان بیاورند و دردهای اجتماعی را بیان کنند.اگر قرار باشد حتی نتوانی از گوسفند حرف بزنی چراکه ممکن است اتحادیه حمایت از حیوانات به تریج قبایشان بربخورد، پس دیگر از چه گروه و دسته ای می توانی صحبت کنی؟در روزگاری هستیم که  تفاوت بودن یا نبودن، تنها در یک حرف است، شرایط سختی بر ملتی طی می شود که همچنان در یک بوته آزمایش روزها را شب می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;(روزگاروصل با همین حرفها و نوشته ها در شماره 30  به دستور وزیرتساهل وتسامح !که این روزها در خارج نشسته وژست آزادیخواهی می گیرد، پرپرشد ومرد).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حول حالنا الا احسن الحال&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدایا حال همه هموطنان من، همه مردم خوب سرزمین من، همه عشایر، همه کردها، لرها، عربها، گیلکی ها، جنوبی ها، شمالی ها، غربی ها، شرقی ها، همه مردم خاوردور و نزدیک و میانه ، مردم فلسطین و لبنان و یمن، مردم آفریقا و آمریکا و اروپا و اقیانوسیه، مردم این دهکده جهانی را به بهترین احوال بگردان. باور دارم که روزگار ما، روزگار فصل نیست، روزگاروصل است. این تکنولوژی های برآمده از اندیشه انسان های سختکوش جهان، فرصتی تاریخی را برای شش هفت میلیارد انسان امروزی بر خاک زمین فراهم کرده است که با دانش مخابراتی بتوانند هر لحظه از حال هم جویا شوند، سلامی بکنند و علیکی بشنوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;افسوس میلیاردها انسان از آغاز تاریخ تا امروز بدرقه مردمی است که نتوانسته اند در لحظه،یادداشت های من و تو و او را بخوانند و ببینند. چیزی که همین پانزده سال قبل، وقتی روزگار وصل مرد، وجود نداشت. باید قدر این جهان مرتبط و پیشرفته را بدانیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-هر کسی دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کمتر منتشر می شویم چراکه حتما حرف تازه ای نداریم. نسل جوانی پا به عرصه گذاشته است. قدمش مبارکباد برای جهان امروز. برای وطن من، برای جهان وطنان این کره خاکی، این کهکشان هستی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;استاد قدمعلی سرامی، معلم خوب من در سالهای دانشگاه و بعد از آن که خداوند عمر باعزت و طولانی به ایشان بدهد، شعری سروده است که میگوید روشنایی در پیوند است و تنهایی تاریکی است. با او زمزمه می کنم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; در شب/آتش زنه ای می خواند / &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;(آه ، تنهایی تاریکی است / بند بند من در بند است .)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همره باد / غبارآلود / نرم آتش زنه ای دیگر / می نالید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;(آه ، تنهایی تاریکی است / بند بند من در بند است.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ناگهان / با هم این تنهایان را / طوفان / آشنایی داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دردل شب / خورشیدی زاد / وز دل تنهایان / برشد این فریاد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روشنایی در پیوند است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 14:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naserbozorgmehr&amp;postid=195</comments>
<dc:creator>naserbozorgmehr</dc:creator>
<guid>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-195.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مادرکجای عالم ایستاده ایم؟</title>
<link>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-194.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;غروب سالی که گذشت ٬ طلوع شادی های شماباد.&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این سنت ایرانی ولطف خدایی است که حداقل سالی یک بار  در این دنیای شلوغ و کم فرصت کلاه از سر برداریم و از ته دل به کسانی که دوستشان داریم سلام کنیم.سلام  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;عید ٬خانه تکانی دل هم است.عیدرامی توان بهانه خیلی از آغازهاکرد.عیدرامی توان بهانه خیلی از پایان ها کرد.می توان نهال عشق کاشت.می توان درخت کینه را کند.می توان در ابتدای هرسال شعار داد.می توان در ابتدای هرسال به شعورفکر کرد.....                                                                                  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;عیدرابهانه کنیم وببینیم شماره تلفن همراه دوستانمان تغییرنکرده است.اگرجواب نیامد به قول جوانترها Deleteکنیم.مطمعن باشید که هیچ عیبی هم ندارد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; اما شاید بهتر آن باشدکه درعید مهرورزی کنیم وبرای آنها که دوستشان داریم وحتی آنها که دوستشان نداریم بهترین هارا آرزو کنیم.می دانم که آرمانی است اما شدنی است.البته کارمن و شعور و دانش من نیست .اما آرزو می کنم که در حد دانش وشعور شما دوستان خوب من باشد.جهان متعلق به عاشقان است.برای شما درس عشق و عاشقی آرزو می کنم وهمه چیزهای خوب خدا.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما زهرانوری دوست دانشجو وفرهیخته من که متاسفانه تصویری هم ازایشان در ذهن ندارم در پیامی برایم چنین نوشته:سلام.مادرم اعتقاد داره تو خونه تکونی عید بین اشیا نباید تفاوت قایل شدوچیزی نبایداز قلم بیفته .چراکه اونا گلایه مند میشن.کاش شماهم همونطور که به خونه تکونی پرداختیدبه وبلاگتون هم توجه می کردید واونو به روزش میکردیدتادلخور نشه...  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یادداشت کوتاه و مهربانانه او را بهانه ای می کنم تاسلامی به مادر ارجمند زهرا وبه خود زهراو به همه دوستانی بکنم که هر از چندی تنبلی در حضور وبلاگی مرابهانه ای برای چوب نوازی قلمی می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;من با( نوشتن وخواندن ودیدن) زندگی می کنم.اماعدم حضور در وبلاگ ٬دلایل بسیاری مثل کار زیاد/ناتوانی در تایپ/تبدیل شدن قصه جدی وبلاگ به نوعی بازی/نداشتن اعتقادبه وجودشرایط مناسب برای گفتن/نوشتن/شنیدن/خواندن و....داردکه درفرصتی مناسب درمورد آنها خواهم نوشت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امابرا ی آنها که می خوانند ٬در این وبلاگ از گذشته آنقدر مطلب بدون تاریخ مصرف  وجوددارد که ازعیدی تا عیددیگر دوستان دانای مرا مشغول نماید.بااین حال اطاعت امر دوستان عزیزدیگر مثل خانم فیروزه عسکری /حمیدرضاطهماسبی/علی اعتصامی /زهرانوری /مریم و...را کرده و یادداشت (درکجای عالم ایستاده ایم)راتقدیم شمامهربانان عالم می کنم که می دانید کجا ایستاده اید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;(این نگاه رایک باردرمجله نمایش &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;ی&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;شماره۳۱ به تاریخ اردیبهشت ۱۳۶۹درابتدای گزارشی ازسفربه فرانسه وباردیگردرمقاله ای باعنوان دریادل باشیم درشماره۲ خبرنامه کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان به تاریخ تیر۱۳۷۱ وبعدهادرمجله شماره۱۸روزگاروصل پاییز۱۳۷۴وامسال درشماره ۲۲نوروزی مجله سامان ۱۳۸۸چاپ شده است...این هم از عجایب روزگارماست که یک نگاه می توانددر۲۰سال تکرار و تکثیر شود. وحالاهرکس که دوست داشته باشدمی تواندبامراجعه به هرشعبه بانک سامان که مایل باشد مجله نوروزی سامان رابه صورت رایگان دریافت نماید.)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;                &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;U&gt;درکجای عالم ایستاده ایم&lt;/U&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;EM&gt;مازبالاییم وبالا می رویم                 ما&lt;/EM&gt;ز&lt;EM&gt;دریاییم ودریامی رویم&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;مازآنجاوازاین جانیستم                    مازبی جاییم وبی جا &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;می رویم&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=1&gt;لااله اندرپی الالله است                   همچولاماهم به الامی رویم&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=1&gt;قل تعالواآیتی است ازجذب حق      مابه جذب حق تعالی می رویم&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=1&gt;کشتی نوحیم درتوفان روح              لاجرم بی دست وپا می رویم&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;                                                                                      مولانا&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;به نام او که هرچه بخواهد همان می شود                                              &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; انسان موجودبزرگی است٬شصت٬هفتاد٬هشتاد٬صدکیلووزن دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بله می دانم٬محل کارشماچندهزارمتروسعت دارد٬شمادریک ساختمان چندصدمتری٬ محکم ودیدنی فرمانروایی می کنید.شمادریک وزارتخانه٬ سازمان٬ نهاد٬ شرکت ٬بانک ٬ شعبه ٬دفترو...برای خودتان حکومتی درست کرده اید.محل کارشمادرتهران است.درمرکز فلان استان است.درشهرستان است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;می دانیم تهران شهر بزرگی است که طول وعرض آن رانمی دانم.مرکزفلان استان هم بسیاربزرگ است.شهرشماهم بزرگ ودیدنی است٬ایران یک میلیون وششصدوچهل وهشت هزارکیلومترمربع وسعت دارد.یک عمر طول می کشدتاپیاده از این طرف تا آن طرف خاورمیانه رابپیماییم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آسیاوسعتی داردکه خاورمیانه جزء کوچک آن است وبزرگترین قاره جهان است.پنج قاره و اقیانوس های بی انتها٬ با(جت)این آخرین تکنولوژی ساخت دست بشر وباسرعتی معادل چندصدکیلومتر٬ روز وشبش باهم گره می خورد تاازاین جابه آن جا برسیم.تاازاین نقطه جهان به آن نقطه جهان برسیم.تاازاین نقطه یکبار دور زمین را بچرخیم وبازهم٬به همین نقطه برسیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سوار طیاره می شی٬از زمین بلند می شی٬ وقتی طیاره اوج گرفت٬ازپنجره بیرون را نگاه می کنی اتوبوس های دوطبقه کوچک می شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;میدان آزادی نقطه ای می شود٬انسان حقیر می شود٬ساختمان حکومت شما باچندهزارمتر وسعت وچندصدمترآجروسیمان محکم ودیدنی وچند ده نفر آدم از کارمندو رییس ونگهبان وخدمتگزارو راننده و مدیرکل و معاون و وزیر٬اصلا دیده نمی شوند.قله البرز کوه را که تا دیروز از دامنه به آن نگاه می کردی٬رعب انگیز و باشکوه جلوه می کرد٬ازبالا که نگاه می کنی ذره ای کوچک و حقیر می یابی.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;طیاره کمی که بیشتر اوج می گیرد٬تهران ذره سیاهی می شود.ایران نقطه ای می شود وبعد با یکی ازاین وسایل ساخت دست بشر ٬اگربایکی ازاین فضاپیماهاعکسی از زمین بگیرند یا بگیرید و ما ببینیم٬از همین کره ماه که می گویند از همه به ما نزدیکتر است٬زمین توپ کوچکی است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از سیاره ای دیگر ٬زمین نقطه ای است واز سیاره ای دورتر ٬زمین(اتم) است و ازسیاره ای دورتر ودورتر و کمی دورتر ٬زمین وجود ندارد و...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; حالا کمی فکر کنیم...دراین اتم٬دراین ذره٬دراین وجودنداشتن ٬کره زمین کجاست؟ آمریکا کجاست ؟ آسیا کجاست؟خاورمیانه کجاست؟ ایران کجاست؟تهران کجاست؟ساختمان حکومت شما با چند هزار متر وسعت وچندصدمترآجروسیمان کجاست؟پست و مسولیت و فرمانروایی که برای خود تدارک دیده اید کجاست؟اصلا خود تو کجایی؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آری رییس٬آری برادر ٬آری خواهر٬آری دوست خوب و عزیز من٬من و تو باهم یابدون هم در کجای این ذره بزرگ هستی قرار داریم؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;وچنین است که انسان معنایی دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;چنین است که انسان معنایی ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ما اندر خم یک کوچه ایم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;هرگزدیر نیست که دست یکدیگر را بفشاریم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;قلب ها وسعتی دارند به اندازه دریاها.    &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دریادل باشیم وبدانیم که هستی ما وقتی معنا دارد که دریا دل ٬هرتلاش٬هرسازندگی ٬هرزیبایی٬هرزشتی٬هرخوبی٬هربدی٬هرحرکتی را بی حب٬بی بغض٬بی کینه٬بی من٬بی منیت٬بی من شیطان٬ببینیم وبه فکر هزاران کودکی باشیم که ما بزرگترها مربی آنها هستیم و قرار است ایران آینده را بسازند.به فکر جوانترهایی باشیم که ما معلم و استاد آنها هستیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ابوالقاسم عبدالکریم قشیری نیشابوری در رساله قشیریه نوشته ای دارد که می تواند چاشنی مطلب ما باشد٬خصوصا اگر با دل هوش و گوش تمام ٬آن را بخوانیم و بشنویم:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گفت:سی سال است که استغفار همی کنم از یک شکر که کردم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گفتند:چگونه بود؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گفت:آتش اندر بغدادافتاد.کسی مرا خبرآورد که دکان تو نسوخت.گفتم:الحمدالله.وحال سی سال است که پشیمان هستم از اینکه چرا خویشتن را از دیگر برادران وخواهران ومسلمانان و...بهتر خواستم و جدا دانستم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;******                                                                                                 سردبیری یک نشریه ٬اگر هیچ خاصیتی نداشته باشد برای عاشقان حرفه روزنامه نگاری( مثل من)این ویژگی ممتاز را دارد که می توانی بعد از همه نویسندگان نشریه مطلبت را بنویسی و همه مطالب دیگران راهم به اجبار هم که شده بخوانی ... ومن در این سالها چه سعادتی داشته ام که هزاران مطلب راقبل از دیگران خوانده ام و از دانایی دوستان نویسنده و فاضلم بهره برده ام.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وقتی می خوانم که دوستی عزیر می نویسد:باآمدن نوروز ٬دلمان رابیاراییم وآذین ببندیم و کینه وبغض و غرض ومرض را دور بریزیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وقتی یادداشت دیگری را می خوانم که می خواهد قدر لحظه لحظه ی با هم بودن با دیگران را تجربه کند وهمه دوست داشتنی های زندگی را ببلعد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وقتی رفیق عزیزی در مقا له اش مارا به تواضع ٬علو طبع٬شرافت٬صداقت٬مردم دوستی و اخلاق محمدی توصیه می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وقتی پیام مدیر مسولی عزیز را می خوانم که می گوید زبانمان را جز به گفتار نیک ٬اعمالمان راجزبه کردار نیک٬ واندیشه هایمان راجز به پندارنیک نبندیم وجام ادراک مان را از شراب شعر وشور ازلی درگاهش لبریز کنیم تا ایرانی آبادتر داشته باشیم و...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وقتی پیامک های نوروزی رامی خوانم که یکی از دیگری خواندنی تر هستند : &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;*نوروز ٬آیین رفاقت را نگاهبانی می کند تا باورکنیم که قلب هایمان جای حضوردوستانمان هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;*نازآن چشمی که سویش مال ماست/نازآن زلفی که تارش مال ماست/نازآن چوپان که سازش مال ماست/نازآن دوستی که قلبش مال ماست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;*من که ره بردم به گنج حسن بی پایان دوست/صدگدای همچوخودرابعدازاین قارون کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;*دم اون هایی که توی خونه تکونی دلشون بنده رادور نینداختندگرم/من هم قول می دهم که جای زیادی را توی دل دریایی شون اشغال نکنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;*درتصاویر حکاکی شده برسنگ نوشته های تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست٬هیچکس سواربراسب نیست٬هیچکس را در حال تعظیم نمی بینید٬هیچوقت برده داری درایران مرسوم نبوده است٬دربین این صدها پیکر تراشیده٬حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد.این است آداب ایرانی اصیل :نجابت٬قدرت٬احترام٬مهربانی٬خوشرویی و...یادمان باشد چه بودیم.چه شدیم.چه هستیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وقتی همه این حرفها وصدهاپیام دیگر را می خوانم٬فکر می کنم ما در کجای این عالم ایستاده ایم؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دراین روزگار فصل ٬سخت حیرانم ٬من وشما و همه دوستان ٬گنج عمر خویش را به بهای کدام لذت ٬چنین به دست رود سپرده ایم؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نوروز است٬باید خانه تکانی ذهن و دل کرد.نه درشعار٬بلکه درشعور و عمل.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فکر می کنم ٬یادداشت بالا وهمه توصیه های عالم وآدم ٬برای این است که بگوییم (انسان ارزش دارد)قدر انسان را بدانیم.قدر مردم را بدانیم.قدر رفقا و دوستان رابدانیم و به همدیگر احترام بگذاریم زیرا انسان زبالا است و بالا می رود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;پاورقی:۱-دوستانی که در پیام های خصوصی شماره همراه من راخواسته بودند در وبلاگشان خواهم گذاشت.ضمن اینکه شماره من در اختیار همه دوستان است.۲-کسانی که خواسته بودند به پیوندها افزوده شوند انجام شده مگر آنها که وب شان باز نشد.۳-کسانی هم که دوره صحافی شده روزگار وصل راخواسته بودند ارسال شد اما چندنفری برگشت خورد .لذا در صورتیکه هنوز تمایل به این هدیه ناقابل دارند باهماهنگی قبلی حضوری دریافت نمایند.البته وب( روزگار وصل  خانم عسکری  )هم می تواند کمک نماید. با پوزش . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Mar 2009 20:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naserbozorgmehr&amp;postid=194</comments>
<dc:creator>naserbozorgmehr</dc:creator>
<guid>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-194.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جهان سریعتر از آنچه که مافکرمی کنیم می تازد</title>
<link>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-193.aspx</link>
<description>&lt;EM&gt;جهان می تازد.&lt;BR&gt;مردم کشورهای جهان با قدرت تکنولوژی می تازند.&lt;BR&gt;در پاریس هستم. شهر فرهنگ، هنر، موزه، زیبایی، عشق و آزادی، و جای شما خالی...&lt;BR&gt;فرصت می کنم که به وبلاگم سری بزنم، چقدر دوستانم را دوست دارم، حتی آنهایی را که در دنیای مجازی هم هویت ندارندشجاعت ندارند ، نامشان را نمی نویسند، مستعار می نویسند ،ناشناس می آیند، بی احترامی می کنند، و یک روز هم کوچولو می میرند إ  &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یادداشت رضایی نامی را می خوانم که دنبال « مدرک» می گردد، من که هرگز ادعایی نداشته ام، دکتر هم نیستم، استاد هم نیستم، همان نسخه پیچ داروخانه ام، دوستان و دانشجویانم می دانند، کافی است او هم بیوگرافی ام را با کمی دقت بخواند، می دید که گفته ام سوادم در حد خواندن و نوشتن بخشی از زبان فارسی است ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;باز هم وبلاگ ها را می گردم، در گوگل&lt; ناصر بزرگمهر &gt; را جستجو می کنم، مطالبی را می یابم که خودم هم نخوانده ام و یا از یاد برده ام... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;می بینم که روزنامه مردم سالاری به بهانه انقلاب، در ویژه نامه 21 بهمن 1387 به قلم سردبیر ارزشمندش جناب میرزا باباخان مطهری نژاد، دو یادداشت قدیمی اینجانب را که سالهاست اینور و آنور چاپ شده اند، دوباره چاپ کرده است و در این میان  بنده نوازی هم کرده اند و ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از آنجائیکه اکثر دوستان در پیام های خود از کم کاری من در نوشتن گله کرده بودند، مقاله استاد مطهری  نژاد را بهانه ای می کنم تا سلامی کرده باشم به شما. به شما که خیلی دوستتان دارم همراه&lt;/EM&gt;&lt;EM&gt; با یک آرزو و یک نکته.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یک آرزو: آرزو می کنم روزی برسد که مردم من به عدالت، آزادی همانگونه که در ذهن و دلشان تصویر می کنند برسند، باور کنیم که این واژه ها لایتناهی هستند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یک نکته: آنچه که چاپ می شود مربوط به اندیشه ای است که 30 سال قبل نگارش شده است و درطول سالها، هرکسی به سلیقه خود چند کلمه از آن را کم و زیاد کرده است، شما هم می توانید دستی در آن ببرید.&lt;/EM&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=1 cellPadding=2 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=right bgColor=#1d6f97 height=23&gt;&lt;FONT class=NewsPage_Khabar_Titr dir=rtl&gt;رنگين کمان ياد &lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD height=4&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;روزنامه مردم سالاری، نسخه شماره 2011 - &lt;SPAN dir=rtl&gt;1387/11/21&lt;/SPAN&gt; -&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;SPAN id=rptNews__ctl0_lblWriterName&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=MarginL vAlign=top align=right bgColor=#ffffff height=22&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT class=NewsPage_WriteName dir=rtl&gt;نويسنده : ميرزا بابا مطهري نژاد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=MarginL vAlign=top align=right bgColor=#ffffff&gt;&lt;FONT class=NewsPage_Khabar_Matn&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ياد باد آنروز، روز نو، روز خدا، روز مردم، روز خدا و مردم، روز....&lt;BR dir=rtl&gt;ياد آن روز که از «سردي»، «حرارت»جوشيد، ياد باد آن روز، روز ناباوري ها، روز درهم شکستن خصم، روز پيروزي خلق، روز شرف، روز عزت، روز مردي و مردانگي.&lt;BR dir=rtl&gt; ياد باد آن روز ، روز فراموش  نشدني، روز شگفتي ها، روز مردم، روز خدا ، روز خدا و مردم، روز &lt;FONT dir=rtl&gt;22&lt;/FONT&gt; بهمن &lt;FONT dir=rtl&gt;57&lt;/FONT&gt;.&lt;BR dir=rtl&gt;درگستره اين خاک، همه در انتظار خبري از سرزمين خدا، خبر از حادثه اي که مي رفت تا برگ جديدي در کتاب تاريخ تلا ش انسان ورق زند و سرانجام دنيا شنيد که «انقلا ب اسلا مي ايران» پيروز شد، ريشه دار ترين استبداد سلطنتي در جهان سقوط کرد.&lt;BR dir=rtl&gt; شهر پرغوغا بود و حوادث پشت سر هم در جريان ، حوادث همچون موج هاي آب در رودخانه زمان مي غلتيد و به پيش مي رفت، گوئي همه بودند، اما هيچ کس نبود، مانند آنکه همه بر «تخت روان» بودند، دست خدا بود و ياري او که : ان  تنصروالله ينصرکم و ...&lt;BR dir=rtl&gt;روز، روز خدا بود و مردم.&lt;BR dir=rtl&gt; جهان سلطه به لرزه افتاد و ستم ديدگان خاک جان تازه گرفتند، بشريت به عصر تازه اي پاي گذارده بود عصري که در آن «عدالت، آزادي و معنويت» مي رفت تا در کنار يکديگر و با يکديگر و با هم فضاي ديگري بسازند و بدينسان &lt;FONT dir=rtl&gt;22&lt;/FONT&gt;  بهمن فرا رسيد.&lt;BR dir=rtl&gt; انقلا ب اسلامي ايران به بار نشست و به پيروزي رسيد. با اميدهاي بسيار مقابل کينه هاي شيطاني که از همه سو اين گل تازه شکفته را آماج تيرهاي بلا  کردند چه درخارستان ناپاکي ها جايي براي پاکي قائل نبودند، اين نور، شب پره ها را مي آزرد و سياهي آنان را بيشتر آشکار مي کرد.&lt;BR dir=rtl&gt;رهبر بزرگ اين انقلا ب خميني کبير «ره» نام داشت، به محض ورود به ايران به گلزار شهداي اين انقلا ب در بهشت زهرا تهران رفت و در آنجا اعلا م کرد :« من به واسطه آنکه مردم  مرا قبول دارند، دولت تعيين مي کنم و ...» به خدا قسم او نگفت چون روحاني ام، چون مرجع تقليدم، چون مبارزه کردم، چون زندان رفتم، چون نماز مي خوانم و چون ... چون .... و چون... دولت تعيين مي کنم، گفت «چون مردم مرا قبول دارند...»&lt;BR dir=rtl&gt;امروز &lt;FONT dir=rtl&gt;30&lt;/FONT&gt; سال از آن روز بزرگ مي گذرد، باور کردني  نيست &lt;FONT dir=rtl&gt;30&lt;/FONT&gt; سال نسل هاي تازه پاي به عرصه وجود گذاشته است ، نسل هايي که در دامن جنگ و خروش و ايثار و شهادت و رنج و... به بالندگي رسيد، نسلي که گم شده اي دارد، ارزش ها و هويت آن روز خودرا مي جويد هر  جا نشاني از او مي يابد، به دور او حلقه مي زند واعلا م مي کند که مي خواهد باشد، او در مهندس موسوي ها و سيد محمد خاتمي ها ، هاشمي رفسنجاني ها و ... هويت گم شده خود را مي يابد و مي خواهد بي دغدغه به دور آنها حلقه بزند ، اما ...&lt;BR dir=rtl&gt;اصلا  اجازه دهيد فقط از همان روزها بگويم روزهاي فرياد و خون و گلوله و کاري به امروز نداشته باشيم و توصيف امروز  را بگذارم براي نسل امروز، چون حق آنها است همانطور که يادآوري حوادث ديروز حق نسل من است و حق من است. &lt;BR dir=rtl&gt;استاد ناصر بزرگمهر که عنوان اين مقاله را نيز از او وام گرفته ام مجموعه اي دارد با عنوان «آغوش مي گشايد رنگين کمان ياد» او در اين مجموعه دو نامه به مادرش که در دار دنيا نيست مي نويسد و در  اين دو نامه حوادث آن روزها را توصيف مي کند اجازه دهيد اين نوشته را با دو نامه او به مادرش که خدايش رحمت کند به پايان ببرم و شما را به خداوند منان بسپارم، تنها قبل از نامه هاي موصوف يک نکته را اشاره کنم که در آن سالها عدالت سياسي نشده بود مردم امام خميني «ره» را تجسم عيني عدالت مي دانستند و مطمئن بودند بي عدالتي را از نزديک ترين کسان خود بر نمي تابد، تا آنجا که به موسسين حزب جمهوري اسلا مي نهيب مي زنند که يا حزب را رها کنيد يا  قدرت را. چون از راه حزب به قدرت نرسيده ايد. مردم شما را به قدرت رسانده اند، اين قدرت را صرف اقتدار حزب خود نکنيد!&lt;BR dir=rtl&gt;اما امروز ما را چه شده است که اولا  بحث توسعه با عدالت اجتماعي گره خورده است و عدالت اجتماعي هم با سياست و قدرت تعريف عوض مي کند. &lt;BR dir=rtl&gt;شاخص توسعه و عدالت سيال شده است وقدرت تمام قددر خدمت سياست قرار گرفته تا آنجا که دولت رسما روزنامه تاسيس مي کند وبا امکانات و آگهي ها و يارانه هاي دولتي او را آنقدر چاق مي کند که مجالي براي عرض اندام روزنامه هاي غيردولتي نمي گذارد. بگذريم و با نامه هاي ناصر به مادرش به گذشته برگرديم. ياد باد آن روزهاي عزت و افتخار!&lt;BR dir=rtl&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Feb 2009 22:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naserbozorgmehr&amp;postid=193</comments>
<dc:creator>naserbozorgmehr</dc:creator>
<guid>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-193.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>براي راه رفتن هم پول بدهيد!</title>
<link>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-192.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;به نام او كه هرچه بخواهد همان مي‌شود&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;مشكلي را كه در اين يادداشت طرح مي‌كنم، ارتباطي به دولت نهم ندارد و هرگونه انتقادي را بايد نثار كساني كرد كه تفكر خودكفايي شركتها و سازمانهاي دولتي و نيمه دولتي را با مجوز و بي‌مجوز براي سودجويي و لفت و ليس‌هاي چربتر در ساليان گذشته و در دولت‌هاي مختلف تاكنون آغاز كرده و ادامه مي‌دهند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;اما بدون شك حل اين مشكل را بايد در دولت نهم دنبال كرد و رسانه ملي و مطبوعات هم بايد جايگاه خدمات عمومي از جيب دولت به نفع مردم و در جهت رفاه آنان را تعريف كنند تا مردم بيشتر به حقوق شهروندي خود طبق قانون اساسي آشنا شوند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;مجلس شوراي اسلامي هم بايد با وضع قوانين مناسب، براي هميشه تفكر خودكفايي دستگاههاي خدماتي از جيب مردم را پاك كند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 31 Aug 2008 13:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naserbozorgmehr&amp;postid=192</comments>
<dc:creator>naserbozorgmehr</dc:creator>
<guid>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-192.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در « فرهنگ ـ رسانه ـ شهر انسانگرا» جاي ما كجاست؟ </title>
<link>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-190.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;به نام او آغاز مي‌كنم كه هر چه بخواهد همان مي‌شود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;سلام خواهرم، سلام برادر، سلام دوست من&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;در روزگاري كه من «روزگار وصل» را به «روزگار فصل» سپردم و عطاي «روزگار ما» را به لقاي «روزگار» غصب شده ديگران بخشيدم، «فرهنگ رسانه» برگردنم طوقي از مهر بسته است كه سر زنجير آن در دست دوست است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;به فرمان دوستي، با واژه‌هاي فرهنگ، رسانه، شهر و انسان در ذهنم كلنجار مي‌روم و تصويري تخيلي براي خود مي‌سازم كه بخشي از قطعات آن در جغرافياي مكان و تاريخ زمان و حجم سياست و ابعاد اجتماع گمشده است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;«پازلي» كه هرگز در «روزگار فصل» تكميل نخواهد شد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;«فرهنگ رسانه» در «روزگار ما» بدون «روزگار وصل»، خانه‌اي است كه از پاي بست ويرانست&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 11:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naserbozorgmehr&amp;postid=190</comments>
<dc:creator>naserbozorgmehr</dc:creator>
<guid>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-190.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هرروزتان نوروز و نوروزتان پیروز</title>
<link>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-189.aspx</link>
<description>غروب سالی که گذشت طلوع شادی های شما دوستان باد.نوروز را بهانه کنیم تا برای همه کسانی که دوستشان داریم کلاه از سر برداریم وسلامی بکنیم(هرچندکه برای کسانی که دوست شان داریم بهانه لازم نیست).سلام و ارادت من را صمیمانه و کمی دورتر از وطن باور کنید.نام شما در اندیشه من وتصویر شما در ذهن من و مهر شما در قلب من برای همیشه  به یادگار ثبت شده است.از این که نمی توانیم همانی باشیم که باید باشیم روزگار را بهانه کنیم. روزگار (روزگار وصل )نیست اما می توان بهتر بود.از این که نتوانستم در سالی که گذشت پاسخگوی مهربانی شما باشم  ونتوانستم پابه پای شما در این وبلاگ حرکت کنم وپاسخ به موقع بگذارم وبرای بسیاری کاستی هایی که در آینده خواهم داشت پیشاپیش عذرخواهی می کنم.عذر من را در این (روزگار فصل ) بپذیرید.برای همه دوستانی که تاکنون دوره جلد شده روزگار وصل تقدیم نکرده ام دوره جلد شده آن را کنار گذاشته ام وکافیست که آذرس پستی رادر بخش خصرصی برایم بگذاریدتا با عشق تقدیم کنم.نوروز بر شما و خانواده محترم شما و همه کسانی که شما دوستشان دارید مبارک و فرخنده باد.ناصربزرگمهر /پاریس /  چند ساعت بعد از سال تحویل۱۳۸۷/باعشق و دوستی. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 20 Mar 2008 14:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naserbozorgmehr&amp;postid=189</comments>
<dc:creator>naserbozorgmehr</dc:creator>
<guid>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-189.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به چه كساني راي ندهيم!</title>
<link>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;قسمت آخر...                                                          امیدوارم خوانده شود ،توسط چند نفر مهم نیست ،مهم این است کسانی بخوانند که فرصت تفکر پیرامون خود داشته باشند... ضمنا یادمان باشد که همه انتخابات هاشبیه یکدیگر هستند...وهمچنین در پايان اين يادداشت‌ها نمي‌خواهم بنويسم به چه كسي راي بدهيم، مي‌خواهم بگويم به چه كساني راي ندهيم.......&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;به كساني كه فقط وعده و وعيد مي‌دهند راي ندهيم.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;به كساني كه كاري بزرگ و سازنده در كارنامه خودشان ندارند راي ندهيم.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;به كساني كه نان ديگري مي‌خورند و زحمت ما را بيش‌تر مي‌كنند راي ندهيم.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;به كساني كه فقط شعار مي‌دهند، دروغ مي‌گويند راي ندهيم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 12 Mar 2008 22:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naserbozorgmehr&amp;postid=105</comments>
<dc:creator>naserbozorgmehr</dc:creator>
<guid>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تفاوت سياستمداران با سياست‌بازان!</title>
<link>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;فسمت هشتم....                                                         برتري و حضور چهره‌هاي سياسي بر جايگاه «سياست‌بازان» در طول تاريخ به استثناي مواردي خاص، تقريبا در همه كشورها و در سيماي همه روساي جمهور جهان قطعي است. اما هميشه و در همه انتخابات رياست‌جمهوري‌ها و خصوصا در كشورهاي جهان سوم، معمولا هر دو گروه حضور مي‌يابند. فراموش نكنيم كه سياستمدار با سياست باز كاملا فرق مي‌كند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;سياستمداران نگاه عقلاني به جامعه دور و برخود دارند، آنها براي يكي دو روز بيش‌تر ماندن، منافع ملي را فداي هيچ‌كس نمي‌كنند، آنها مي‌آيند تا بميرند. آنها مي‌آيند تا شرف و پرچم يك سرزمين تا ابد باقي بماند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 11 Mar 2008 22:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naserbozorgmehr&amp;postid=104</comments>
<dc:creator>naserbozorgmehr</dc:creator>
<guid>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ديگر شعار، بادهوا نيست!</title>
<link>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-103.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;قسمت هفتم                                                                  فرصت‌ بررسي همه اتفاق‌هاي افتاده شده در نهمين انتخابات رياست‌جمهوري نيست، اما كانديداها بايد باور كنند كه ديگر حرف، باد هوا و در دوراني زندگي مي‌كنيم كه همه حرف‌ها در تاريخ ثبت مي‌شود و در حقيقت جمله‌بندي و كلمه به كلمه سياستمداران و دولتمردان از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و نمي‌شود حرف‌هاي بدون حساب و كتاب زد.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;در زمانه‌اي هستيم كه سياستمداران غربي براي انتخاب هر كلمه از جايگاه بين‌المللي و داخلي به حرف‌هايشان فكر مي‌كنند و واژگان سياسي را آن‌چنان برمي‌گزينند كه بعد از يك مصاحبه مفصل، اگر قرار باشد چيزي گفته نشود، چيزي نمي‌گويند و تفسير كلمات موجب گرفتاري آنها و ملتشان نمي‌شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;امروزه حتي لحن و طرز بيان در ارتباطات گفتاري و شادي و غم سياستمداران و نوع لباس‌پوشيدن، راه‌رفتن و هرگونه عمل و رفتارشان در ارتباطات رفتاري و فرهنگ سياسي، جايگاه ويژه‌اي يافته است.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;همان‌طور كه گفتار حماسي براي دوران جنگ از طرف فرماندهان سياسي و نظامي مي‌توانست داراي اهميت ويژه باشد، گفتار عقلاني و سياسي در دوران آرامش هم از اهميت كم‌‌تري برخوردار نيست.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;در حقوق بين‌الملل بايد مواظب همه واژه‌ها بود، كانديداها مورد توجه رسانه‌هاي غربي و مسوولان بين‌المللي هستند، به‌همين دليل هم سفرا و نمايندگان كشورهاي مختلف با كانديداهايي كه هنوز معلوم نيست، كدامشان رييس‌جمهور مي‌شود، ديدار مي‌كنند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;كانديداهاي رياست‌جمهوري بايد در مصاحبه‌ها و گفتار خود، نزاكت در كلام و حفظ مراعات قواعد بازي‌هاي بين‌المللي را فراموش نكنند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Mar 2008 22:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naserbozorgmehr&amp;postid=103</comments>
<dc:creator>naserbozorgmehr</dc:creator>
<guid>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-103.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>كانديداي رياست جمهوري، با حفظ سمت قبلي‌</title>
<link>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; قسمت ششم....&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;مردم مي‌پرسند براي عضويت در فلان انتخابات كه جايگاه آن بسيار كمتر از رياست‌جمهوري است، بايد كانديداها از مسووليت جاري خود استفعا دهند،‌ چگونه است كه در انتخابات رياست‌جمهوري بعضي از كانديداها، از مسووليت‌ جاري خود استعفا نداده و با حفظ مسووليت كانديدا شده‌اند؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 16.0pt; mso-bidi-font-family: &apos;B Mitra&apos;&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;B Mitra&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;ظاهرا در اين مورد هم خلاء قانوني وجود دارد و يا اصلا قانوني وجود ندارد!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Mar 2008 22:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naserbozorgmehr&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>naserbozorgmehr</dc:creator>
<guid>http://naserbozorgmehr.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
