تبليغاتX
ناصر بزرگمهر - روزنامه نگار
با پوزش ازتاخیر، پاسخ پیشنهادهاو نظرات خود را در زیرهمان جایی که یادداشت خودرا نوشته اید، بخوانید.

 

 

ایستاده‌ام چون شمع / مترسان ز آتشم

معاون محترم وزير تلفن مي‌كند. مدير كل محترم پيام مي‌دهد، عضو محترم هيات مديره توصيه مي‌كند، مدير عامل محترم اظهار محبت مي‌كند، رييس كل محترم مي‌گويد: كوتاه بيا، استاد عزيزم غلا‌محسين‌خان كه مسووليت هم دارد و بسيار هم محترم است فرياد مي‌زند: تا يادداشت‌هاي مديريتي جوانمرگ نشده‌اند دست از سر مديريت‌ها بردار. محمد آقازاده دوست روزنامه نگار هم در شماره 18 خرداد 1383 درزير سايه‌ سر دبيري اينجانب و در روزنامه «اقتصاد پويا» ( براي اثبات آزادي و حق بيان) محترمانه خطاب به حقير نوشته‌اند: نبايد حرف اضافي زد و در انتهاي يادداشت خود هم رسما اعلام كرده‌است كه ظاهرا تعداد جوهردان‌هايي كه به سر بزرگمهرخورده ، كم است و بايد منتظر بود و.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شانزدهم آذر 1386ساعت 13:12  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

يك نماينده مجلس ششم مي‌گويد: وضعيت امروز ايران در خزر، نتيجه چارچوب‌هاي حاكم بر سياست خارجي است.

عضو ديگر هيات رئيسه كميسيون امنيت ملي مجلس نيز مي‌گويد: سهم ايران از درياي خزر پنجاه درصد مي‌باشد و مسوولاني كه براي نخستين بار سهم بيست درصدي را براي ايران مطرح كردند بايد در پيشگاه ملت پاسخگو باشند.

سومين نماینده مي‌گويد: در قرارداد 1921 و 1940 سهم ايران پنجاه درصدي است و حالا خط موهوم آستارا، حسين قلي‌خاني مي‌باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوم آبان 1386ساعت 10:22  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

«هدف از اين انقلاب، اين نبود كه حكومتي برود و حكومت ديگري بيايد، اما همان رفتار سابق را انجام دهد، مردم مي‌خواستند مثل دوران اميرمومنان باشد و حتي بهتر از آن موقع عمل شود. مردم، اسلامي را مي‌خواستند كه در زندگي دنيوي آنان هم تحولي به وجود آورد. يكي از علل مهم تنفر مردم از رژيم سابق تبعيض دستگاه‌هاي حكومتي بود و مردم انتظار داشتند كه در حكومت، عدالت برقرار باشد و تبعيض از ميان برداشته شود.

وقتي وضعيت فعلي جامعه را مي‌بينيم و به ياد توصيفاتي كه آن روزها (‌قبل و اوايل انقلاب)‌ از جامعه و حكومت اسلامي براي مردم مي‌كرديم مي‌افتم، بسيار متاسف مي‌شوم. كاش آن نوارها بود كه ما چطور حرف مي‌زديم و دهان مردم آب مي‌افتاد. آن قدر درباره عدالت اسلامي با مردم صحبت شد كه همه آماده ايثار و فداكاري شدند و اين همه شهيد و جانباز تقديم شد، اسلامي را كه آنها مي‌خواستند، عزاداري و ... نبود، چون در آن زمان هم اين مسائل وجود داشت و حتي خود رژيم شاه در مسجد سپهسالار مجلس عزاداري برپا مي‌كرد. درزمان رژيم سابق كسي مانع مسجد و روضه نبود، اما مردم حكومتي مانند حكومت علي (‌ع)‌ و عدالت‌طلبي علي(‌ع)‌ مي‌خواستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 10:29  توسط ناصر بزرگمهر | 

"به نام او كه هرچه بخواهد همان مي‌شود"

سال‌هاست كه مردم ما با يك معضل اجتماعي از ابتداي هر سال روبه‌رو هستند و كسي هم در عمل راه چاره‌اي براي آن نمي‌يابد.

عيد نوروز كه فرا مي‌رسد با خودش‌

 يكي دو هفته و گاهي سه هفته تعطيلي به همراه مي‌آورد كه اگر يك هفته پايان سال را هم كه تقريبا هيچ سازماني پاسخگوي مراجعان نيست و همه دنبال كارهاي شب عيد هستند و حتي دانشگاه‌ها و مدارس هم به گونه‌اي غيرمتعارف عملا تعطيل مي‌شوند، به آن اضافه كنيم، تعطيلي يك ماهه‌اي بر بخش عظيمي از كشور حاكم است.

پايان تعطيلات صاحبان سرمايه، آغاز گراني و مشكلات مردم عادي است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 16:8  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

خزر و سهم ما از آن هنوز مشخص نيست. شايد 8/11 درصد باقي بماند و شايد هم كمتر يا بيشتر شود. اگر كمتر يا كمي بيشتر شود، به احساسات ناسيوناليستي يك ملت آزاديخواه ستم شده است. مردم ايران به ياد معاهده تركمانچاي خواهند افتاد و در دل بر آنچه كه از دست مي‌رود حسرت خواهند خورد، دندان قروچه خواهندكرد و چشم به آينده خواهند سپرد.

از دست رفتن بخشي از خاك و تغيير شكل نقشه‌اي كه سال‌ها در كتاب‌هاي درسي به آن عادت كرده‌ايم، گوشه‌اي از ماجرايي است كه در بازي‌هاي سياسي اين روزگار وجود دارد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هجدهم خرداد 1386ساعت 11:32  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

برو گمشو، پدرسگ، ضدحال مي‌زني، پدرم قاطي كرده، من به گرد تو نرسيدم، چاكرتيم، نوكرتيم، غلط مي‌كني، بابام داغ كرده، او منو پرت كرده بيرون، خودتو لوس نكن، مي‌خواستم كم نيارم، بچه ننر، تو چاله‌هاي فضايي بوده، پياده شو با هم بريم، بي‌ربط حرف مي‌زني، حالتو مي‌گيرم، گرد و خاك مي‌كني، چرا همش گير دادي، كارت درسته، قضيه را روشن كن، پدر بزرگ تو یه روباهه، پدربزرگ تو مار هفت خطه، بدجنسه، با دستهاي خودم تورو مي‌كشم، داغ كردي، استپ كن، بزن بريم، حيوان، خر، موش، بايد اون بچه روشن بشه. اون بچه خيلي پرته، احمق، نفهم، كره خر، غلام ششلول‌بند، بهروز خالي‌بند، خشايار احمق ................

............. به راستي كه لاریجانی‌ها فارسي را پاس داشته‌اند و در اين دانشگاه سيما به تعليم و تربيت كودكان ما مشغولند، آنچه كه خوانديد فقط تعدادي از واژه‌هايي است كه در يك قسمت از سريالي تلويزيوني با ميليون‌ها بيننده توسط سازمان معظم صداوسيما در «زير آسمان شهر»مان پخش مي‌گردد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هجدهم خرداد 1386ساعت 11:28  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

يك عزيز بزرگوار تلفن مي‌كند. حال و احوال و بعد مي‌گويد صفحه 8 روزنامه آزاد (‌ديروز)‌ را ديده‌اي؟

آزاد را ورق مي‌زنم. صفحه حوادث.

مي‌گويد نوشته‌ايد: «ربايندگان، دختران جوان را به يك ساختمان نيمه‌كاره مي‌بردند» و بعد عكس 3 جوان با چشمان بسته و بعد تيتر ديگري به عنوان «زورگيران پيكان سفيد دستگير شدند» و باز هم عكس 3 نفر  با چشمان سياه شده و تيتر سوم با عنوان «كيف‌قاپ‌هاي فراري دستگير شدند» و همچنان عكس2 نفر و چشمان سياه و...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هجدهم خرداد 1386ساعت 10:46  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

وزير آموزش و پرورش فعلي، رئيس ستاد انتخابات رئيس‌جمهور خاتمی، وزير تعاون قبلی، استاندار مازندران قبلی‌تر، معاون وزير ارشاد ماقبلی‌تر و صاحب دهها منصب و مسووليت ديگر، از سردمداران جبهه اصلاحات به شمار مي‌رود، آيا او كه در پشت همه  شعارهاي اصلاح‌طلبي حضور چشمگير داشته است، در برابر کشته شدن دهها دانش‌آموز، استعفا خواهد داد؟

آيا شهردار تازه به قدرت رسيده شهر تهران كه از پنجره اتاقش جنازه دختركان شهر ما را ديد، استعفا خواهد داد؟ آيا معاون شهردار تهران كه سالهاست بر اريكه قدرت تكيه زده است و هر روز استخر پارك‌شهر و معتادان آن را مي‌بيند و در تلويزيون هم شو نمايش مي‌دهد استعفا خواهد داد؟ آيا اعضاي شوراي شهر كه در كنار استخر ايستاده‌اند و شعار استعفاي ديگران را سر داده‌اند، به اعتراض عملكرد خودشان استعفا خواهند داد؟ آيا شهردار منطقه و يا شهردار ناحيه و يا نايب محله پارک‌شهر استعفا خواهد داد؟ آيا اورژانس مي‌گويد چرا دير رسيده است؟ آيا آتش‌نشاني به گفته مطبوعات بايد دو ساعت بعد مي‌آمد؟ آيا اولين غواص بايد چهار ساعت بعد از حادثه به پارك‌شهر برسد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هجدهم خرداد 1386ساعت 10:41  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

سفير فرانسه در تهران و در پاسخ سوال ايسنا مبني بر اين‌كه آيا سياست ايران انزواگرايانه است مي‌گويد: انزواگرايي واژه شديدي است و در حد من نيست كه اين واژه را به كار بگيرم و...

«فرانسو انيكولو» در پاسخ سوال ديگر خبرنگار ايسنا، كه اگر پيامي براي مقامات ايراني داريد چه مي‌گوييد، گفت: «اين پيشنهاد شما محبت‌آميز است ولي من رهنمودي براي مقامات ايراني ندارم، چرا كه مقامات ايراني به مسووليت خود آگاهي دارند و...»

در يادداشت‌ يك ارديبهشت 1381 خود در روزنامه آزاد به بخشي از سخنان سفير فرانسه در تهران در مورد عدم دسترسي مديران ايراني حتي براي سفير خارجي اشاره كردم و امروز مي‌خواهم از اين‌گونه سوال كردن خبرنگاران خودي انتقاد نمايم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هجدهم خرداد 1386ساعت 10:34  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

*‌ جامعه مدرسين حوزه علميه قم يك ميليون تومان به فلسطين كمك كرد.

(‌مطبوعات)‌

*‌ سارقاني كه كيف همسر وزير خارجه (کمال خرازی) با 60 ميليون تومان وجه ناقابل كه در آخرين روزهاي سال براي خريد عيد رفته بود را ربوده بودند، دستگير شدند.

(‌مطبوعات)‌

*‌ صادق خرازي، نماینده ایران در سازمان ملل گفت: روسيه نيازمند رابطه با ماست.

(‌مطبوعات)‌

*

چرا هميشه انتظار داريد كه هر نقل قولي را كه از مطبوعات مي‌آوريم، شرحي بر آنها بنويسيم؟ مطالب بالا را با عنوان «بدون شرح» بپذيريد و آنچه بعد از اين هم مي‌آيد ارتباطي با مطالب بالا ندارد.

*

اي دل آن دم كه خراب مي گلگون باشي

بي زر و گنج به صدحشمت قارون باشي

در مقامي كه صدارت به فقيران بخشند

چشم دارم كه به جاه از همه افزون باشي

البته اين شعر حافظ نيز ربطي به پاراگراف اول ندارد و همچنان با قسمت‌هاي بعدي نيز بي‌ارتباط خواهد بود و فقط فال امروز ماست.

*

كارمند بنده خدايي نقل مي‌كرد، هر روز كه چند ساعتي در اداره مجبور مي‌شود اضافه‌كاري كند، شب مجبور است چند برابر مبلغ دريافتي، هديه‌اي براي عيال مربوطه تهيه كند. به همين دليل هميشه متقاضي اين بود كه به موقع به خانه برگردد و از خير هرگونه اضافه كاري مي‌گذشت. (‌قصه من درآوردي از باب هفتم گلستان يك پريشان)‌

*

درايام ماضي نقل ميكنند كه كسي به كسي پيشنهاد كرد كه وزارت سير و سياحت خارجه را بپذيرد و با گفت‌وگوي بين بي‌تمدن‌ها، به آنها اصول گفت‌وگو كردن و خصوصا «گل و گشت» و مبحث جدي «خودگويي و خودخندي‌» را ياد دهد.

اما آن كس، چون حساب و كتاب و حقوق وزير سير و سياحت و نحوه تبديل ارز دولتي به ريال آزاد و حق سفره و تشريفات را نمي‌شناخت، از قبول مسووليت خودداري كرد.

آن كس هيچ نسبتي با آن كارمند بنده خدای قصه قبلی هم نداشت.

*

يادداشت بي‌ربط امروز را مزين كنم به سخنان اميرمومنان درگفتارهاي 297 و 925 نهج‌البلاغه كه شايد معنادار شوند.

«پول‌ها سرك كشيده‌اند، بي‌گمان اين بنا از بسياري خواسته‌ات حكايت مي‌كند! به خداوند سوگند، آن چه اينك دراختيار شما باشد، در پي دوراني اقتدار مالي و برتري سياسي. به سان دنبه بر آتش. آب مي‌شود و عواقب سخت آن بر شما باقي خواهد ماند.»

روزنامه آزاد -‌ شماره 81 -‌ 20 فروردين 1381


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هفدهم خرداد 1386ساعت 11:24  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

يكي از نمايندگان محترم مجلس ششم فرموده‌اند:

نقد صاحبان قدرت و مديران ارجمند در هنگام قدرت و مسووليت بهترين خدمت به آنها است، چرا كه آنها را نسبت به قوت وضعف‌شان آگاه ساخته و به هنگام،‌ به اصلاح امور وا  مي‌دارد، اما تعريف و تمجيد و تسليم در مقابل صاحبان قدرت و مديران بالا، آنها را فرهيخته ميز و مقام مي‌كند و به تدريج امكان شنيدن هرگونه سخن مخالف و حتي ناصحانه را از آنان مي‌گيرد.

ظاهرا اين سخنان ارزشمند بيش‌تر در جايگاه سياسي مورد استفاده قرار گرفته است. اما آيا به راستي اين نگاه نمي‌تواند يك نگاه كلان مديريتي باشد و در همه حوزه‌هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، شهري و حتي شخصي و در سطوح مختلف مورد استفاده قرار گيرد.

در مقاله نقد "صاحبان قدرت در زمان مسووليت" نوشتم كه در زمينه مديريت بازهم حرف‌هايي خواهم نوشت. اشاره و بررسي وضعيت  مديريت‌هاي كوتوله، مديريت‌هاي سايه، مديريت جوانك‌ها، مديريت‌هاي فاميلي و دهها نوع مديريت كه بخشي از آنها انحصاري سرزمين ما هستند و تكرار آنها از طريق رسانه ها شايد در وضعيت مديريت‌هاي آينده تاثيرگذار باشد.

بررسي وضعيت مديريت هاي‌كوتوله يا كوتوله هاي مديريت در اين خانواده ، از همه مهمتر است.چرا كه بسياري از مديريت‌ها  از دل همين مديريت زاييده مي‌شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شانزدهم خرداد 1386ساعت 13:8  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

یادداشت‌هاي پراكنده‌ حرف هايي است كه در طي روزها و سال‌ها از ذهنم عبوركرده  و در پوشه‌هاي نارنجي رنگ جمع ‌شده‌اند و جيغ مي‌زنند ! و با گذشت عمر، رنگ مي‌بازند.

گاهي اينور و آنور، به ضرورت شغل و زمانه چاپ شده اند يا خواهند شد.

بخشي از آنها در روزنامه «صبح اقتصاد» در بهمن1382با نگاهي به مديريت‌هاي كوتوله، مديريت سنتي، مديريت رفاقتي وامثالهم  غروب كرد.

 طلوع دوباره آنها در صبح‌هاي اول هفته و در  روزنامه«اقتصاد پويا» توانست كمي رشد كندو چند تايي هم اينور و آن ور ، در نشريات مختلف ، جوانه نزده ، خشكيدند. اما آنچه را كه نوشته‌ام با اين عهد و قسم بوده است كه هيچ غرض  و مرضي جزء اعتلا و سربلندي اين سرزمين هميشه سبز در ذهن و جان نويسنده جاري نبوده و نباشد .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شانزدهم خرداد 1386ساعت 13:0  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

رئيس محترم جمهوري در مراسم روز جهاني كارگر گفت كه صدها هزارشغل فوري ايجاد مي‌كنيم.

رئيس‌جمهور خاتمي فرمودند: طرح يادشده با امضاي وزير كار، وزير اقتصاد، رئيس بانك مركزي، رئيس سازمان مديريت تهيه شده و اميدواريم هرچه زودتر در دولت تصويب شود. ايشان تاكيد كردند چون نمي‌خواهم وعده دهم، بيش‌تر از اين نمي‌گويم.

از مطبوعات يك سال قبل

يك سال از بيانات رئيس‌جمهور محترم در باب صدها هزار شغل فوري و به كار‌گيري صدها هزار بيكار گذشته است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ششم خرداد 1386ساعت 16:1  توسط ناصر بزرگمهر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
متولد ایران - آبادان
شناسنامه مي‌گويد در 10 فروردين 1333 و در منتهي‌اليه پاي چپ گربه قشنگ و ملوس ايران‌زمين، به شرط آن‌كه از پشت سر نگاه شود، در شهري آبادان! متولد شده‌ام و حتما از روبرو، زير پاي راست! اما مادرم اصرار داشت كه شمع تولد يكي يك دانه‌اش را در هفتم فروردين ماه روشن كند، هنوز هم، مهرباناني هستند كه هفتم فروردين ماه هر سال مهرباني مي‌كنند. حالا اين 3 روز چه اهميت تاريخي داشته است و دارد، معمايي بود كه با مرگ مادر لاينحل ماند. (معلوم مي‌شود كه مادرمرده هم هستم.) اما شايد بسياري از نكات تاريك و تاريخي اين سرزمين در همين سه روزهاست كه تعيين شده يا نشده است! كودكي در مناطق نفت‌خيز جنوب همراه با چهار يار كودكي، محسن و شهرام و مسعود و خليل و با توپ گرد زمانه و در گرماي 50 درجه و شرجي 95 درصدي و همراه با آب و باد خاك و در <زمين كوچيكه> بندر معشور آغاز شد. <بني طرف> معلم قد بلند و آراسته كلاس ششم دبستان عنصري، اولين آدم بزرگي بود كه درس انشاء را باور داشت و مشوق من در نوشتن و خواندن گرديد. دبيرستان اميركبير و كلاسهاي فرخي، ابن‌سينا، رازي جولانگاه تاخت و تاز نوجواني و عاشق پيشه‌گي‌مان شد و ديپلم شكسته بسته دبيرستان آريا در انتهاي <لين يك احمدآباد> آبادان پايان همه شلوغي‌هاي ذهن 18 سالگي‌ام شد. در آغازدهه50 به عشق خلباني و خبرنگاري و <خ> ‌بازي‌هاي ديگر، پايتخت‌نشين شديم. ليسانس زبان و ادبيات فارسي و كارشناسي ارشد و دانشجوي هميشگي مقاطع ديگر، حاصل اين كنكور و آن كنكور و در به در شدن‌هاي بسيارمان شد، با سطح سوادي در حد خواندن و نوشتن بخشي از زبان فارسي. تهراني شدن، دانشجو شدن، خبرنگار روزنامه اطلاعات، گويندگي راديو و استخدام در اداره تئاتر وزارت فرهنگ و هنر، همه با هم انجام شد. 30 سال مستخدم نااهلي براي دولت‌ها بوديم و بالاخره در سال 1382، با 29 سال و 11 ماه و 15 روز تحمل دولتيون سر رفت و 15 روز مانده به 30 سالگي، مفتخرمان كردند به بازنشستگي دولت فخيمه و مديريت‌هاي كوتوله، شرمان را از سرشان كندند. از دهه 1350 تاكنون در بيش از 50 روابط عمومي دولتي و خصوصي، از چند روز تا چند سال ميهمان بوده‌ايم و همزمان با شغل دولتي (به اميدآب باريكه‌اي كه حالا فهميده‌ايم، قطره‌چكاني بيش نيست) در دهها روزنامه و مجله قلم زده‌ايم و با خبرنگاري درجه 4 تا گزارشگري و دبيري و سردبيري و مديرمسوولي و صاحب‌امتيازي و آبدارچي‌گري و تلفنچي بودن اين روزنامه و آن مجله زندگي كرده‌ايم. در سالهاي اول انقلا‌ب،علا‌وه بر روزنامه نگاري و كارمندي دولت ، بستني‌فروشي هم كرديم و به لطف همين شغل آزاد، كمي‌پول هم در كنار همه اين مشاغل درآورديم. از دوران دبستان هم به بچه‌هاي با معرفت‌تر از خودمان كه حوصله درس خواندن نداشتند، چيزهايي را كه به اصطلاح بلد شده بوديم، به زور معلم‌ها تدريس كرديم تا امروز، كه بهترين دوستان باوفا را در ميان همان دختر و پسرهاي دور و برمان و در همين دانشكده ها پيدا كرده‌ايم. مدعي استادي هم نيستيم، اما همه دوست دارند كه به گروهبان بگويند، جناب سروان تا كارشان گير نكند، مثل نسخه‌پيچ‌هاي داروخانه‌ها (ظاهراً محل كار در اين عناوين موثر است) از همه جوانترهايي كه با بزرگواري خودشان، اصرار دارند كه به من بگويند استاد، ممنونم. اما كافي است كه كمي، نه خيلي زياد، تورقي در علم و دانش بكنند تا بدانند، نه من حقير، بلكه خيلي‌هاي ديگر هم در اين دانشگاه ها و در اين زمانه تا استادي فاصله زياد دارند؟ ياد استادان واقعي‌ام بخير باد، آنها كه رفتند خدايشان بيامرزد، استاد فروزانفر، استاد علي‌اصغر حكمت، استاد خانلري، استاد مهدي بياني، استاد سعيدي سيرجاني و... آنها كه هستند، طول عمرشان افزوده شود، استاد عباس حكيم، استاد سرامي، استاد دبيرسياقي، استاد عابديني، استاد مرزبان، استاد انوار،استاد تدين،استاد افشار استاد نصيريان،استاد دانش‌پژوه ، استاد فرهنگي ، استاد دادگران و ..... در مقابل استادانم، از اين همه بي سوادي خويش خجلم. اميدوارم دوستان جوانتر، فكري به حال خودشان بكنند. زيرا قرار نبود سرنوشت جوانان وطنم چنين باشد... و اما اين مجموعه شامل40 مقاله است كه در زمينه مديريت نوشته شده .اين مقالا‌ت همراه با صدها نوشته ديگر به همت دوجوان برومند مهدي نجفي عزيز و مجيد رحيمي عزيز در وبلا‌گي به نام من جمع شده است . آنها خواسته‌اند كه يادداشت‌هاي پراكنده من را يكجا جمع كنند و چنين كرده‌اند. دست‌شان درد نكند. اما چند توضيح براي آنها كه ممكن است به اين وبلا‌گ سري بزنند : 1- در بخش اول پيوندها (14) موضوع آمده است. 2- همه يادداشت‌ها در يكي از اين 14 سرفصل جاي مي‌گيرد. 3-يادداشت‌ها، علاوه بر سرفصل‌ها در يك روزنامه يا مجله هم چاپ شده‌ است كه نام آن در پيوندها آمده است.4- به لطف رفقاي روزنامه‌نگار، بعضي يادداشت‌ها، با استقبال بيشتري روبرو شده و گاهي در 10 روزنامه يا مجله در زمان‌هاي مختلف چاپ گرديده است. 5- بعضي يادداشت‌ها تكراري است، به نظرم عيبي هم ندارد. شايد در هر روزنامه چند نفري بخوانند. خواندن در اين سرزمين سخت و اتفاقي است. 6- اگر روزي همه مطالب جمع‌آوري شد،در وبلا‌گ به مطالب تازه هم خواهيم رسيد. 7- هر كسي حق دارد، در اين وبلاگ آنچه مي‌خواهد بنويسد و پاسخ خودش را در ذيل همان يادداشت و در آرشيو نظرات بخواند. 8 - به اميد روزي كه هيچ روزنامه‌اي در جهان تعطيل نشود، هيچ مجله‌اي جوانمرگ نگردد، هيچ سايتي تعطيل نشود و هيچ كتابي توقيف نگردد، مگر به خواست دست‌اندركاران آن که البته ا‌ين آرزو به كمك تكنولوژي فردا و انديشه هاي مردم آزادي خواه تحقق خواهد يافت. دير نيست.
نوشته های پیشین
شهریور 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
آرشیو موضوعی
بزرگمهر در نگاه دیگران
در اولین شماره ها نوشتم...
چه گفته ایم(گفتگو)
یادداشت های پراکنده(طنز)
مدیریت کوتوله ها
تحمل سخن تلخ(مقالات پراکنده)
اندیشه و جامعه
بازار درهم انتخابات
روابط عمومی و در باغ سبز
این قرن مال بچه هاست
مولایم علی, خود عشق است
آغوش می گشاید رنگین کمان یاد
از پشت میله های فاصله(قصه)
عشق است بر آسمان پریدن
روزنامه آزاد
روزنامه عصر آزادگان
روزنامه همبستگی
روزنامه روزگار ما
روزنامه ايران
روزنامه صبح اقتصاد
روزنامه اقتصاد پویا
روزنامه انتخاب
روزنامه ایران نیوز
روزنامه نشاط
روزنامه اعتماد
روزنامه خبر
روزنامه آفتاب امروز
روزنامه آسیا
روزنامه هدف و اقتصاد
روزنامه میعاد اقتصادی
روزنامه ابرار اقتصادی
روزنامه فرهنگ آشتی
روزنامه جهان اقتصاد
روزنامه عصر اقتصاد
روزنامه دنیای اقتصاد
مجله بانک مسکن
مجله بانک سامان
مجله صنعت برق
مجله پیک برق
مجله کیهان بچه ها
مجله گردون
مجله گزارش
مجله روابط عمومی
مجله همدل
مجله بنیاد
مجله ایرانا
مجله روزگار وصل
مجله نستوه
مجله نمایش
مجله گرافیک
مجله کانون
مجله نمایش
مجله ایران جوان
فصلنامه فرهنگ رسانه
مجله
هفته نامه آتیه
هفته نامه باور
هفته نامه دانش نفت
هفته نامه نگین خلیج فارس
هفته نامه همراه
هفته نامه همراه
هفته نامه سینما
پیوندها
بزرگمهرها...........................
چكامه بزرگمهر
چکاوک بزرگمهر
شیرزاد بزرگمهر
حامدبزرگمهر
علیرضابزرگمهر
مهدی بزرگمهر
اسماعیل بزرگمهر
منصوربزرگمهر
مجیدبزرگمهر
بزرگمهر (هم تبار)
غزال بزرگمهر
نجمه بزرگمهر
رهابزرگمهر
بزرگمهر
بزرگمهر
منوچهر بزرگمهر
نادر بزرگمهر
شیرین بزرگمهر
جلیل بزرگمهر
علی بزرگمهر
.........................................
عزیزانی که باهویت در وبلاگ حضوردارند
.........................................
محمد آقازاده
غلامرضا كاظمي‌دينان
پدرام باقرنژاد
احمد پاكزاد
داوود پنهاني
فیروزه عسکری(روزنه)
فیروزه عسکری(روزگاروصل)
ناهیدمونسان(عصرارتباطات)
فاطمه پیرانی
حسین نوروزی
بيژن صف‌سري
بهمن كبيري پرويزي
نرگس حق بیان
سپیده انصاری(خنکا..)
حسن فراهانی(دوستی..)
افشین پرورش(سرفه تلخ)
علی اکبرخانجانی(عصر..)
سهیل اقازاده(ترانه ای...)
محمدحسن مصلی نژاد
رضا ولي‌زاده(ايستگاه)
مرتضی نوروزی
حسام الدین مقدس زاده
سعیدربیعی
سمیه سهیلی
کورش ضیابری
نيك آهنگ كوثر
مهدی کاوه ای(اقای عکاس)
امین نظری(عکاس)
محمدحقیقت طلب(عکاس)
عباس تقی پور(روابط عمومی)
رباب موحد(روابط عمومی)
علی رشوند(هرآنک)
مرجان توحیدی
حسن خسروی
محمدرضا بهمنی(فرازمند)
پوریاناظمی
مهدی نجفی
خسروی(تجربه بودن)
الهام باباخانی
عباس منجمی(عکاس)
حمیدموذنی(مدارا)
فاطمه اثنی عشری
فریدصلواتی
علی اعتصامی فر
یک دوست
نسیم مسیحایی
مجیدمحرابی دلجو
یک دوست
حیدری(غریبه ای نام آشنا)
فرنودحسنی
طلیعه اکبری (چشم بادامی)
طلیعه اکبری(مکتوبات)
ناتاشا امیری
ساناز(شعرهای پنهانی)
مریم(نسیم)
شادبانو
خدارحمي
حسن(بسوي نور)
محمدحسن جعفری(سپید)
اسماعیل حسام مقدم
سمیه اسفندیاری
یک دوست
حمیدرضاطهماسبی پور
صادق حسینی
مهدی کرباسیان
مهدی نورعلیشاهی
داودیاراحمدی
سمیه(آسمان)
امیدجهانشاهی
برناامیرزاده(اندیشه)
یک دوست
یک دوست
یک دوست
یک دوست
یک دوست
یلداذبیحی(عکس)
عطا الله ابطحی
جوادلگزیان(سودای پرواز)
امیرکریم زادشریفی
فربود شکوهی(جلوه)
الهام حدادی(روزنامه نگار)
مصطفی بابایی(مشق)
محمدعرب زاده
محمدرضا آزادی
مینوبدیعی(روزنامه نگار)
محمدصادق چناری
فرهود(6ساله)
اسماعیل آزادی(پارتیانا)
اسماعیل آزادی
یک دوست
روشن ضمیر(نگین انگشتر)
فضل اله ذاکری
محمدجعفری(تابستان63)
امیدجهانشاهی
سمیه نصرتی
محمدطاهری
بهنام قلی پور
مریم تاجیک
عبداله خدارحمي
روزبه قمصري
شبيردايمي-روابط عمومي
یک دوست
یک دوست
یک دوست
یک دوست
یک دوست
یک دوست
یک دوست
یک دوست
عبدالطیف عبادی
اسماعیل جعفری
یوسف علیخانی(تادانه)
خبرنگار
پوپک صابری(گلنسا)
حسینی(جام جهان نما)
مسیح علی نژاد
..................................
خواندنی اماناشناس وکم هویت..
..................................
هادی(دست یخی)
س.گ(ادبیات وموسیقی)
مسیحا
خانومونه(دوقلوهاالهه والناز)
سعید(کلبه ما)
شیرین(هذیانهای سفر)
مرهم(بچه کنکوری)
پراکنده گویی یک دخترایرانی
دکترپرتغالی
پیمان و محمد
معصومه مسلمی
هشیوار
افشان
رضا(کم حرف)
يك قواره ازدريا
بازباران
یک دوست
یک دوست
یک دوست
یک دوست
یک دوست
یک دوست
....................................
دوستداران آبادان درذیل....
همایش داستان نفت
ناصراقبالی(آبادان شهرما)
محمدمیرفصیحی(آبادانی)
محمدمیرفصیحی(آبادانی)
آرش(فتووبلاگ آبادان)
مسعود(دنیاآبادان)
فرشته توانگر(آبادانی)
شهرزاد(دخترآبادانی)
بهرام مهتابی(آبادان شهر..)
علیرضا(آبادان روزی روزگاری)
حمید(بچه های آبادان)
پاپتی(آبادانی)
مریم دلباری(آبادانی)
سیدرضاموسوی(اهل آبادان)
مجتبی(آبادان وب)
حامدورضا(آبادان موزیک)
عسل بانو(دخترآبادانی)
کامبیز(تیسه آبادان)
عاطفه(احلام-آبادان)
اروندطلایی(آبادان ما)
پسرای لافو به عشق آبادان
قطره ای از دریا(آبادانی)
آبادان پاریس
آبادان بلاگ
خبرهای آبادان
جمع بزرگ آبادان
حوزه هنری آبادان
دانشگاه آزاد آبادان
پالایشگاه آبادان
باشگاه هواداران آبادان
باشهیدان آبادان
یک دوست
یک دوست
یک دوست
.....................................
سازمانهاوانجمنهاوگروههاو...
....................................
انجمن روابط عمومی ایران
فصلنامه فرهنگ رسانه
بازنگار
گروه آینه
کافه تیتر
کانون زنان ایران
کئو
المزخرف
زیرتیتر
در آرامش فرانسه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان