تبليغاتX
ناصر بزرگمهر - روزنامه نگار
با پوزش ازتاخیر، پاسخ پیشنهادهاو نظرات خود را در زیرهمان جایی که یادداشت خودرا نوشته اید، بخوانید.

به نام او آغاز مي‌كنم كه هر چه بخواهد همان مي‌شود.

سلام خواهرم، سلام برادر، سلام دوست من.

در روزگاري كه من «روزگار وصل» را به «روزگار فصل» سپردم و عطاي «روزگار ما» را به لقاي «روزگار» غصب شده ديگران بخشيدم، «فرهنگ رسانه» برگردنم طوقي از مهر بسته است كه سر زنجير آن در دست دوست است.

به فرمان دوستي، با واژه‌هاي فرهنگ، رسانه، شهر و انسان در ذهنم كلنجار مي‌روم و تصويري تخيلي براي خود مي‌سازم كه بخشي از قطعات آن در جغرافياي مكان و تاريخ زمان و حجم سياست و ابعاد اجتماع گمشده است.

«پازلي» كه هرگز در «روزگار فصل» تكميل نخواهد شد.

«فرهنگ رسانه» در «روزگار ما» بدون «روزگار وصل»، خانه‌اي است كه از پاي بست ويرانست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سی و یکم خرداد 1387ساعت 14:50  توسط ناصر بزرگمهر | 
غروب سالی که گذشت طلوع شادی های شما دوستان باد.نوروز را بهانه کنیم تا برای همه کسانی که دوستشان داریم کلاه از سر برداریم وسلامی بکنیم(هرچندکه برای کسانی که دوست شان داریم بهانه لازم نیست).سلام و ارادت من را صمیمانه و کمی دورتر از وطن باور کنید.نام شما در اندیشه من وتصویر شما در ذهن من و مهر شما در قلب من برای همیشه  به یادگار ثبت شده است.از این که نمی توانیم همانی باشیم که باید باشیم روزگار را بهانه کنیم. روزگار (روزگار وصل )نیست اما می توان بهتر بود.از این که نتوانستم در سالی که گذشت پاسخگوی مهربانی شما باشم  ونتوانستم پابه پای شما در این وبلاگ حرکت کنم وپاسخ به موقع بگذارم وبرای بسیاری کاستی هایی که در آینده خواهم داشت پیشاپیش عذرخواهی می کنم.عذر من را در این (روزگار فصل ) بپذیرید.برای همه دوستانی که تاکنون دوره جلد شده روزگار وصل تقدیم نکرده ام دوره جلد شده آن را کنار گذاشته ام وکافیست که آذرس پستی رادر بخش خصرصی برایم بگذاریدتا با عشق تقدیم کنم.نوروز بر شما و خانواده محترم شما و همه کسانی که شما دوستشان دارید مبارک و فرخنده باد.ناصربزرگمهر /پاریس /  چند ساعت بعد از سال تحویل۱۳۸۷/باعشق و دوستی.

+ نوشته شده در  یکم فروردین 1387ساعت 18:23  توسط ناصر بزرگمهر | 

قسمت آخر...                                                          امیدوارم خوانده شود ،توسط چند نفر مهم نیست ،مهم این است کسانی بخوانند که فرصت تفکر پیرامون خود داشته باشند... ضمنا یادمان باشد که همه انتخابات هاشبیه یکدیگر هستند...وهمچنین در پايان اين يادداشت‌ها نمي‌خواهم بنويسم به چه كسي راي بدهيم، مي‌خواهم بگويم به چه كساني راي ندهيم.......

به كساني كه فقط وعده و وعيد مي‌دهند راي ندهيم.

به كساني كه كاري بزرگ و سازنده در كارنامه خودشان ندارند راي ندهيم.

به كساني كه نان ديگري مي‌خورند و زحمت ما را بيش‌تر مي‌كنند راي ندهيم.

به كساني كه فقط شعار مي‌دهند، دروغ مي‌گويند راي ندهيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و سوم اسفند 1386ساعت 1:51  توسط ناصر بزرگمهر | 

فسمت هشتم....                                                         برتري و حضور چهره‌هاي سياسي بر جايگاه «سياست‌بازان» در طول تاريخ به استثناي مواردي خاص، تقريبا در همه كشورها و در سيماي همه روساي جمهور جهان قطعي است. اما هميشه و در همه انتخابات رياست‌جمهوري‌ها و خصوصا در كشورهاي جهان سوم، معمولا هر دو گروه حضور مي‌يابند. فراموش نكنيم كه سياستمدار با سياست باز كاملا فرق مي‌كند.

سياستمداران نگاه عقلاني به جامعه دور و برخود دارند، آنها براي يكي دو روز بيش‌تر ماندن، منافع ملي را فداي هيچ‌كس نمي‌كنند، آنها مي‌آيند تا بميرند. آنها مي‌آيند تا شرف و پرچم يك سرزمين تا ابد باقي بماند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و دوم اسفند 1386ساعت 1:50  توسط ناصر بزرگمهر | 

قسمت هفتم                                                                  فرصت‌ بررسي همه اتفاق‌هاي افتاده شده در نهمين انتخابات رياست‌جمهوري نيست، اما كانديداها بايد باور كنند كه ديگر حرف، باد هوا و در دوراني زندگي مي‌كنيم كه همه حرف‌ها در تاريخ ثبت مي‌شود و در حقيقت جمله‌بندي و كلمه به كلمه سياستمداران و دولتمردان از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و نمي‌شود حرف‌هاي بدون حساب و كتاب زد.

در زمانه‌اي هستيم كه سياستمداران غربي براي انتخاب هر كلمه از جايگاه بين‌المللي و داخلي به حرف‌هايشان فكر مي‌كنند و واژگان سياسي را آن‌چنان برمي‌گزينند كه بعد از يك مصاحبه مفصل، اگر قرار باشد چيزي گفته نشود، چيزي نمي‌گويند و تفسير كلمات موجب گرفتاري آنها و ملتشان نمي‌شود.

امروزه حتي لحن و طرز بيان در ارتباطات گفتاري و شادي و غم سياستمداران و نوع لباس‌پوشيدن، راه‌رفتن و هرگونه عمل و رفتارشان در ارتباطات رفتاري و فرهنگ سياسي، جايگاه ويژه‌اي يافته است.

همان‌طور كه گفتار حماسي براي دوران جنگ از طرف فرماندهان سياسي و نظامي مي‌توانست داراي اهميت ويژه باشد، گفتار عقلاني و سياسي در دوران آرامش هم از اهميت كم‌‌تري برخوردار نيست.

در حقوق بين‌الملل بايد مواظب همه واژه‌ها بود، كانديداها مورد توجه رسانه‌هاي غربي و مسوولان بين‌المللي هستند، به‌همين دليل هم سفرا و نمايندگان كشورهاي مختلف با كانديداهايي كه هنوز معلوم نيست، كدامشان رييس‌جمهور مي‌شود، ديدار مي‌كنند.

كانديداهاي رياست‌جمهوري بايد در مصاحبه‌ها و گفتار خود، نزاكت در كلام و حفظ مراعات قواعد بازي‌هاي بين‌المللي را فراموش نكنند.

+ نوشته شده در  بیست و یکم اسفند 1386ساعت 1:49  توسط ناصر بزرگمهر | 

 قسمت ششم....

مردم مي‌پرسند براي عضويت در فلان انتخابات كه جايگاه آن بسيار كمتر از رياست‌جمهوري است، بايد كانديداها از مسووليت جاري خود استفعا دهند،‌ چگونه است كه در انتخابات رياست‌جمهوري بعضي از كانديداها، از مسووليت‌ جاري خود استعفا نداده و با حفظ مسووليت كانديدا شده‌اند؟

ظاهرا در اين مورد هم خلاء قانوني وجود دارد و يا اصلا قانوني وجود ندارد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و یکم اسفند 1386ساعت 1:48  توسط ناصر بزرگمهر | 

 قسمت پنجم....امیدوارم  دوستانم این قصه دنباله دار را پشت سرهم بخوانند و مرا از نظراتشان آگاه کنند....

در ميان داوطلبان نهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري ايران سه گروه را برشمردم، گروهي كه شامل بيكاران بودند، گروه دوم كه به‌دنبال شهرت آمدند و گروه سوم كه از مديران مياني و كوتوله و به قصد لقمه‌اي چرب‌تر پا به اين ميدان گذاشتند.

اما گروه چهارمي هم وجود دارد كه از همه فيلترها رد شده و به‌عنوان كانديداهاي اصلي، عكس و تصويرشان، سطح همه شهرها را پوشانده است و رسانه ملي براي چند هفته، ثانيه‌هاي 100هزار توماني خود را به رايگان در اختيارشان گذاشته، تا آنچه كه مي‌خواهند بگويند و به حق هم آنها هرچه مي‌خواهند مي‌گويند، از واجبي خوردن سعيد امامي تا هداياي شهرام جزايري، از قسم حضرت عباس تا فاطمه‌زهرا، از خاطراتي با امام تا رفاقت باشمر، از درد زايمان مادر تا مرگ پدر، از كشاورزي و گاوداري تا نانوتكنولوژي، از كشتن دشمنان تا فرياد آزادي و دموكراسي، از قانون تا بي‌قانوني، از سرتراشيدن جوان‌ها تا رنگي‌كردن صورت آنها، از چادر تا كاكل‌هاي طلايي، از خشم تا مهرباني، از حرص تا آرامش و... و شعارهاي آنها نيز توسط ستادهاي تبليغاتي با مخارج چندميليارد توماني و ايجاد كمبود كاغذ، گوش و چشم فلك را كر و كور كرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیستم اسفند 1386ساعت 2:46  توسط ناصر بزرگمهر | 

......قسمت چهارم

اگر از بيكاران، دوره‌گردها، علافان، نگهبان كارخانه، رفتگران، پشت كنكوري‌ها، شيرفروش، دامدار، ديپورت‌شده‌ها، كراواتي‌ها، پاپيوني‌ها، قالي‌باف‌ها، كشاورزها و... بگذريم.

به گروهي مي‌رسيم كه در جامعه فرهنگي، هنري، ورزشي، اداري، سياسي، اقتصادي، نامي داشته‌اند و اگر شخصيت درجه اول حوزه خود به‌شمار نمي‌روند اما جزء شخصيت‌هاي درجه چندم تا شخصيت درجه دوم بوده‌اند، هرچند اكثريت اين گروه، خودشان هم، مثل گروه قبلي، مي‌دانند كه رجل سياسي نيستند، اما به‌هر صورت در مقطعي و يا در شرايطي از زمان و در يك حوزه شغلي، مطرح بوده‌اند و حتي ممكن است عكس يا تصويري از آنها در رسانه‌ها منتشر شده باشد،‌ اما بدون شك حد و اندازه آنها در قامت عنوان رياست جمهوری ، نماینده مجلس یا شورای شهر يك كشور نيست.

خواننده پاپ كه در همان خانواده موسيقي و در يك انتخاب صنفي هم نمي‌تواند راي اكثريت را داشته باشد، چگونه به خود جرات مي‌دهد كه در كارزار عرصه مهم‌ترين انتخابات كشور در مقابل چشم جهان قرار گيرد؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  نوزدهم اسفند 1386ساعت 2:44  توسط ناصر بزرگمهر | 

 .....قسمت سوم

خلاء قانوني و تعريف‌نكردن حداقل‌هاي لازم براي ثبت‌نام‌كنندگان در انتخابات نهمین دوره رياست جمهوري، حضور كساني را در ثبت‌نام‌ها به مردم تحميل كرد كه حتي اگر نيت‌ خير هم داشتند، سهم ما را از دريچه دوربين رسانه‌هاي جهاني، پوزخندي كرد كه دل هر ايراني عاشق را رنجاند.

گفتم كه بخشي از اين ثبت‌نام‌ها را بايد در نگاه پر از طنز و كنايه ثبت‌نام‌كنندگان در انتخابات رياست‌جمهوري دنبال كرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هجدهم اسفند 1386ساعت 9:43  توسط ناصر بزرگمهر | 

قسمت دوم... نگاهی به انتخاب رییس جمهوری دوره قبل ،در این روزها خیلی بی ربط نیست....این یادداشت ها ازشب جمعه۱۷/۱۲/۸۶ تاجمعه۲۴/۱۲/۸۶ هرشب ادامه دارد....

اگر  باور كني كه جهاني به نظاره ما ايستاده است، آن‌گاه هركس كه سحرخيزتر باشد، خودش را بي‌حساب و كتاب به در وزارت كشور نمي‌رساند و مشت به سينه نمي‌زند و حريف براي مبارزه نمي‌طلبد!

اگر كمي جهان‌بيني داشته باشيم و به نوك دماغمان هم فكر كرده باشيم، از نيمه‌شب، زنبيل‌مان را در پشت درب‌هاي وزارت كشور براي ثبت‌نام قرار نمي‌دهيم!

اگر كمي انديشه مي‌كرديم، كارگر نگهبان كارخانه‌اي در دل كوير، به‌عنوان اولين فرد در اولين ساعت ثبت‌نام به وزارت كشور مراجعه نمي‌كرد تا در اخبار رسانه‌هاي جهاني، نام خودش را به‌عنوان يك ركورددار در ثبت‌نام انتخابات يك ملت بزرگ به ثبت برساند و قهقهه سياست جهاني را برايمان به ارمغان بياورد!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هفدهم اسفند 1386ساعت 1:41  توسط ناصر بزرگمهر | 

قسمت اول... تنورداغ انتخابات مجلس را بهانه ای می کنم تا حرفهایی را که قبلاهم گفته ام یک باردیگرتکرار کنیم شاید شنیده شود.....

برخلاف كساني كه ثبت‌نام پسربچه 15ساله و پيرمرد 90ساله را در نهمين انتخابات رياست جمهوري ايران به فال نيك گرفتند و آن را نشانه‌اي از آزادي و دموكراسي دانستند، معتقدم ثبت‌نام 1114نفر، از ثروتمند بي‌خيال تا گداي خياباني، از ورزشكار تا آوازه‌خوان، از مشابه صدام حسين تا نگهبان سابق سفارت آمريكا، از كشاورز تا دامدار، از پشت كنكوري تا دوره‌گرد، از سياسيون حرفه‌اي تا نظامي‌ها و... نه تنها نشانه رسيدن به رشد سياسي نبود، بلكه نشانه كاملي از عدم بلوغ فكري و انحراف مسير در انديشه‌هاي سياسي يك ملت كهن تاريخي است كه مي‌تواند دلايل متعددي را براي چنين وضعيتي برشمرد و در نگاهي ساده، حداقل سه عامل ذيل را به‌صورت شفاف در اين ثبت‌نام‌ها برشمرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شانزدهم اسفند 1386ساعت 9:39  توسط ناصر بزرگمهر | 

 امروز که روزنامه های دوم خرداد ۱۳۷۶وجود ندارد شایداین یادداشت خواندنی ترباشد.می توانید همه افعال این یادداشت را به گذشته تبدیل کنید...در روزهای آینده یادداشتهای مربوط به انتخابات رادر اینجا بخوانید......                                 

بررسي يكي از روزنامه‌هاي جبهه دوم خرداد، بهانه‌اي شد تا «شمس‌الواعظين» بگويد كه مخالف به اندازه كافي داريم، بهتر است دوستان را هم نيازاريم... و يادداشت‌ من تغييرنگاه داد به جايگاه فرهنگسازان و سياست‌بازان در روزنامه‌هاي دوم خرداد.

بررسي اجمالي روزنامه‌هاي جبهه دوم خرداد نشان از سياسي بودن آنها دارد، حضور چربتر چهره‌هاي سياسي بر خانواده فرهنگ و هنر در روزنامه‌هاي دوم خرداد نشان از گرايش عمده آنها به مسائل سياسي جامعه است كه در اين شرايط بسيار طبيعي و الزامي است، اما استفاده گاه و بيگاه از خانواده فرهنگ و هنر و در مواردي خاص مثل نظرسنجي‌هاي انتخاباتي وترورهاو آشنايي با ديدگاه‌هاي اديبان، فرهنگسازان و هنرمندان براي مردم از اهميت ويژه‌اي برخوردار است كه بر صاحبان مطبوعات نيز پوشيده نيست،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 2:48  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

هزاردستان سازمان‌هاي غيررسمي‌

ازجمله مديريت‌هايي كه سايه سنگين‌شان  بر فرهنگ مديريت از ديرباز تاريخ در همه جوامع و خصوصا جوامع صنعتي غرب، وجود داشته و دارد، مديريت سايه است.

در مديريت سايه، ظاهرا فردي بر مسند مديريت نشسته است و دلش خوش است كه مديرعامل و وزير و وكيل است، ولي در باطن، فرد يا افراد ديگري بر سازمان او حكومت مي‌كنند و فرمان مي‌رانند.

مديريت سايه به دور از هرگونه تصميم‌گيري  ظاهري و قانوني و با حضور كمتر در سيستم اداري و با استفاده از ابزار نيروي انساني و ايجاد موج، دامنه قدرت خود را تا ساحل امن پنهان‌كاري گسترش مي‌دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکم بهمن 1386ساعت 10:13  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

-‌ آقا حواست كجاست؟

-‌ پيش دخترم

-‌ به خاطر همون دخترت، مواظب خودت باش. مارو هم بدبخت نكن.

دستي به علامت فهميدن تكان مي‌دهم.

.......................

-‌ بسه ديگه، چرا فحش مي‌دي؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و دوم دی 1386ساعت 1:20  توسط ناصر بزرگمهر | 

(روزگار  وصل ) و نویسنده و استادی  ارجمند  و دانشجویی  پرتلاش  و بالاخره  استاد وهمکاری ارزنده  و قدیمی   

 ناصر بزرگمهر  استاد  ....  علوم ارتباطات  اجتماعی و نویسنده ... وسردبیر  روزگار وصل  -  نشریه ای  ادبی  - اگر اسم  ان  را  اشتباه  ذکرکرده نباشم -  واز مدیران اسبق ...چهره  بسیار شاخص  و شخصیت ... فرهنگی  - دانشگاهی  هستند  که  پیام  ایشان  برای  من در وبلاگم  مغتنم  است  و همچنین  پیام  خانم  فیروزه  عسکری  -  که دانشجوی سابق  بوده  اند  وصد  البته  امروز  خود  یک  کارشناس  برجسته  ارتباطات  هستند  ...البته  قبلا  اقای  دکتر یونس شکرخواه  -  همکار  ارجمند سابق من در این  وبلاگ  با  گفتن  سلام  پیام  گذاشته  بودند  و   اینک  فرصتی  به  دست  امده  که  به  سلام  ایشان  هم  جواب  دهم  و  یاد  روزهایی  را  زنده  کنم  که  در  فضای  مطبوعات  همه  تلاش خویش  را  انجام می دادیم که گزارشی  متناسب  با  واقعیت های مستند  و همین  طور تکیه  بر موازین  علمی  گزارش  نویسی  در روزنامه  بنوبسیم  واگر من در کار خود  موفق  نبودم همه  دوستان  بر من ببخشایند  .

برای چندمین بار است که  می نویسم روزگار  غریبی است  نازنین  ...  روزگاری که  متخصصان برجسته  روزنامه نگاری  باید  از فضای  روزنامه  دور باشند  و همه  آدم هایی  که  از روزنامه نگاری  -  به  معنی  واقعی  آن  - بویی  نبرده  اندبا ادعاهای بسیار زیاد  دم از روزنامه  نگاری  بزنند  و دلت  برای  یک  مقاله  مستدل  آرمانگرایانه  در  روزنامه  تنگ  شود  و  حسرت خواندن  یک  گزارش  واقعی  را  در  روزنامه  داشته  باشی  و ...جای  خالی  یک  مصاحبه  عمقی  و چالشی  را  به  تمامی  در روزنامه  ها  خالی ببینی  !

آری  روزگار  غریبی  است  نازنین-  حتی  در این  وبلاگ  کم  مخاطب  نیز  تورا  شناسایی  کرده  و  خیلی  راحت  در مطالبت  دست  برده  و  البته آن  را حذف  می  کنند و   تو  گویی  که  در این  روزگار  غریب   نوشتن  ساده  ترین  مطالب  نیز  مشکل  دارد  و  قطعا  آقای  ایکس  و آقای  ایگرگ   و  ... حتی  یک  وبلاگ  با  مخاطبان  اندک  را  هم  نمی توانند  بپذیرند  و ...

استادان ارجمند  من جناب آقای دکتر یونس  شکر خواه  و ناصر بزرگمهر  بسیار بهتر ازمن  مفاهیم آزادی  بیان  رامیدانند  و همین  طور  خانم  فیروزه عسکری  دانشجوی ساعی  و  ...

اما بحث  من  این  است  که  چرا  به قول  آقای بزرگمهر   آنقدر  بدنه  روزنامه نگاری  باید  در این کشور آسیب  ببیند که  صدای  امریکا  و  یا تریبون هایی از این  قبیل  جایگاه اعمال  نظر  روزنامه  نگاران  کشور ماباشد  .  روزنامه نگارانی  که  به صراحت  در  آنجا-  هیچ  حرفی  برای  مردمشان  نمی توانند  داشته  باشند  هرچند  که  به  آنان  تریبون های  زیادی  برای  حرف  زدن  بدهند  و ....زیرا  به  نظرمن  این  تریبون ها بسیار  کاذب  است  . به  قول یک  روزنامه نگار قدیمی  وفقید  که مدتی  در استرالیا  زندگی کرده  بود  : من  از استرالیا  به  کشورم بازگشتم  زیرا  در آنجا مخاطبانی  نداشتم  و اصلا  برای  که  می خواستم  بنویسم  و روزنامه  نگاری  که  غربت  را  ترجیح  می  دهد  سرگشته ا ی  است که  راهش  را  برای  مردم  کشورش و خودش گم کرده است(این نظر کاملا شخصی است )

 به ر استی از اینکه  تمامی بدنه میانسال  و  یا سالخورده  روزنامه نگاری  را  در این کشور نابود  کرده ایم  تا از ویرانه  آن  مثلا  روزنامه نگاری نوین  با  جوانان  مستعد  برپا کنیم  ایا  موفق بوده ایم ؟ ایا  گذشته  چراغ راه  اینده  نیست  ؟!متاسفانه  باتوجه  به  دخالت  شدید  در این  وبلاگ  بقیه  مطالب  ادامه  پیدا  نمی کند  .از اینکه  استادان  ارجمند  روزنامه  نگاری  و  دانشجویان  این  رشته  دراین  وبلاگ  پیام می گذارند  متشکرم       مینو بدیعی

باتشکر از مهربانی و بزرگواری روزنامه نگار ارزشمندخانم بدیعی عزیز.بخشی ازمحبت های ایشان به خودم را حذف کردم که بر من می بخشند. این هم نوعی دیگر از سانسور در این سرزمین(برای جلوگیری از سوتفاهم های احتمالی...)         ناصر بزرگمهر

+ نوشته شده در  پانزدهم دی 1386ساعت 16:33  توسط ناصر بزرگمهر | 

 غدیر را بهانه ای کنیم که ببینیم در کجای تفکر مولایمان ایستاده ایم....این خجسته روز بر همه عاشقان او مبارک باد.                                                  در كوتاه كلام، علي مظهر مديريت است، اوج است، چكاد قله است.

علي در راس هرم مديريت جهان ديروز ،  امروز و آينده نشسته است. علي حرف اول و آخر در دانش ارتباطات انساني را از آغاز خلقت تا امروز تاريخ زده است.

«نهج‌البلاغه» كامل‌ترين، شيواترين و رساترين سخن دانش مديريت است.

 14 قرن است كه علم مديريت با سخنان علي تكامل يافته و در علوم انساني و اجتماعي، راهي تازه فراروي همه عاشقان علوم ارتباطات گشوده شده است.

«نهج‌البلاغه» كتاب اخلاق مديريتي است، غزل‌هاي عارفانه روزگار بي‌نيازي است، شعر عشق است، هواي دل است، روياي كودكي است، شجاعت جواني است، آرزوي نهفته در ذهن ميانسالي است، خيال‌هاي پيري است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هشتم دی 1386ساعت 10:35  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

 

ایستاده‌ام چون شمع / مترسان ز آتشم

معاون محترم وزير تلفن مي‌كند. مدير كل محترم پيام مي‌دهد، عضو محترم هيات مديره توصيه مي‌كند، مدير عامل محترم اظهار محبت مي‌كند، رييس كل محترم مي‌گويد: كوتاه بيا، استاد عزيزم غلا‌محسين‌خان كه مسووليت هم دارد و بسيار هم محترم است فرياد مي‌زند: تا يادداشت‌هاي مديريتي جوانمرگ نشده‌اند دست از سر مديريت‌ها بردار. محمد آقازاده دوست روزنامه نگار هم در شماره 18 خرداد 1383 درزير سايه‌ سر دبيري اينجانب و در روزنامه «اقتصاد پويا» ( براي اثبات آزادي و حق بيان) محترمانه خطاب به حقير نوشته‌اند: نبايد حرف اضافي زد و در انتهاي يادداشت خود هم رسما اعلام كرده‌است كه ظاهرا تعداد جوهردان‌هايي كه به سر بزرگمهرخورده ، كم است و بايد منتظر بود و.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شانزدهم آذر 1386ساعت 13:12  توسط ناصر بزرگمهر | 

این یادداشت۱۰سال قبل درپاسخ به سوال محمدآقازاده دبیر گروه آیینه روزنامه ایران نوشته شد.امروز آن را به رضا ولیزاده روزنامه نگار جوان وطنم تقدیم می کنم.بااین امید که سوتفاهم برطرف شود واو بتواند زودتر به خانه برگردد.

ناصر بزرگمهر يكي از روزنامه‌نگاران  كشور در پاسخ به سوال گروه آيينه پيرامون ضرورت آزادي اطلاع‌رساني گفت: وقتي سوال مي‌کنيد سهم مطبوعات کشور در کسب اطلاعات تا چه اندازه اهميت دارد، مثل اين است که بگوييم براي نظافت و حمام کردن تا چه اندازه به آب نياز داريم؟

بديهي است که مي‌توان با نگاهي ساده به موضوع گفت، اهميت آن بر همه روشن، واضح و مبرهن است.

اما بايد ديد تا چه اندازه شرايط آب براي نظافت و کسب اطلاعات براي مطبوعات فراهم شده است. در روزگاري که از يک طرف حرف از دهکده جهاني است و ميليونها کيلومتر آب و خاک در حد يک دهکده ديده مي‌شود و مردم جهان هر لحظه در کنار يکديگر معنا مي‌شوند و از غرب تا شرق را مي‌توان در لحظه درنورديد، بديهي است مطبوعات هم به عنوان شاخکهاي حساس يک جامعه مدني در کسب اطلاعات از اهميت ويژه خود برخوردار هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  نهم آذر 1386ساعت 15:2  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

«سيمين دانشور» بانوي بزرگ ادبيات معاصر اين سرزمين ومدافع آزادي و يار هميشگي زنده‌ياد جلال آل‌احمد در مقاله‌اي مي‌نويسد: در «اپانيشادها» تدوين شده در هزاره اول پيش از ميلاد مسيح در هند به اين پرسش و پاسخ ازل وابد برمي‌خوريم؛ عالم از چه به وجود مي‌آيد و به چه منتهي مي‌شود؟ و اين پاسخ ازل و ابد را هم مي‌خوانيم كه عالم از آزادي به وجود مي‌آيد و در آزادي مي‌آسايد و در آزادي منحل مي‌گردد.

دفاع از آزادي، اين راز وجود، مهم‌ترين مساله‌اي است كه در فرهنگ جهاني مطرح بوده و خواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکم آذر 1386ساعت 11:16  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

دو مرد كه به جنگلي رفته بودند با شيري روبروشدند.

 يكي از آنها سريعاً كفش ورزشي را از كيسه خود درآورد و پوشيد.

 ديگري پرسيد: واقعاً فكر مي كني با اين كفش ها بتواني از اين شير تندتر بدوي و از دست او نجات پيدا كني؟

مرد اول پاسخ داد: قرار نيست از شير تندتر بدوم، همينكه بتوانم از تو جلوتر بدوم ، من از مرگ نجات پيدا كرده ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شانزدهم آبان 1386ساعت 15:49  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

بايد باور كنيم كه هيچ چيز اينطور نبوده است و اين طور نمي‌ماند، شاعري سالها پيش سروده است:

چرا توقف كنم،چرا؟

پرنده‌ها به جستجوي جانب آبي رفته‌اند.

افق عمودي است.

افق عمودي است و حركت فواره وار

و درحدود بينش

سياره‌هاي نوراني مي‌چرخند!

زندگي اجتماعي با تغيير، تكامل يافته است، آنها كه تغيير را دوست ندارند، زندگي اجتماعي را باور ندارند و در خلاف حركت تاريخ، دست و پا مي‌زنند.

بايد تغيير را حتي اگر خلاف منافع فردي ما باشد، دوست داشته باشيم، بگذاريم متوسط‌ها هرچه مي‌خواهند بگويند، هرگز از مديريت‌هاي كوتوله كه معمولاً مخالفان تغيير هستند نهراسيد، بايد در زندگي فردي و اجتماعي، آسمان را جيغ كشيد، جاري شد تا چون آبي در گودالي كوچك، نخشكيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  نهم آبان 1386ساعت 10:11  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

يك نماينده مجلس ششم مي‌گويد: وضعيت امروز ايران در خزر، نتيجه چارچوب‌هاي حاكم بر سياست خارجي است.

عضو ديگر هيات رئيسه كميسيون امنيت ملي مجلس نيز مي‌گويد: سهم ايران از درياي خزر پنجاه درصد مي‌باشد و مسوولاني كه براي نخستين بار سهم بيست درصدي را براي ايران مطرح كردند بايد در پيشگاه ملت پاسخگو باشند.

سومين نماینده مي‌گويد: در قرارداد 1921 و 1940 سهم ايران پنجاه درصدي است و حالا خط موهوم آستارا، حسين قلي‌خاني مي‌باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوم آبان 1386ساعت 10:22  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

خزر و سهم ما از آن هنوز مشخص نيست. شايد 8/11 درصد باقي بماند و شايد هم كمتر يا بيشتر شود. اگر كمتر يا كمي بيشتر شود، به احساسات ناسيوناليستي يك ملت آزاديخواه ستم شده است. مردم ايران به ياد معاهده تركمانچاي خواهند افتاد و در دل بر آنچه كه از دست مي‌رود حسرت خواهند خورد، دندان قروچه خواهندكرد و چشم به آينده خواهند سپرد.

از دست رفتن بخشي از خاك و تغيير شكل نقشه‌اي كه سال‌ها در كتاب‌هاي درسي به آن عادت كرده‌ايم، گوشه‌اي از ماجرايي است كه در بازي‌هاي سياسي اين روزگار وجود دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و ششم مهر 1386ساعت 16:19  توسط ناصر بزرگمهر | 

درمبارزه دو انديشه برنده و بازنده وجود ندارد

در يادداشت دوشنبه 9 تير 1382 روزنامه همبستگي از «گفت‌وگو» و ويژگي‌هاي ارتباطات كلامي و غيركلامي گفتم. دوستاني تلفني سوال مي‌كردند، با كساني كه مروج كتك زدن مردم هستند و همچنان خود را پهلوان صحنه رينگ بوكس مي‌دانند چه بايد كرد؟

گفتم در مورد «چه بايد كرد» من هم، عقلم راه به جايي نمي‌برد، اما مي‌دانم كه انديشه‌ها، رينگ بوكس نيست كه يك نفر از آن پيروز بيرون بيايد و دستش را بالا ببريم و برايش هورا بكشيم.

اگر انديشه را به خدمت بگيريم، ديگر مشت و لگد معنايي نخواهد داشت.

بايد باور كنيم كه در مبارزه بين دو انديشه، بين دو تفكر، برنده و بازنده وجود ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هجدهم مهر 1386ساعت 10:14  توسط ناصر بزرگمهر | 
امام علی

به نام او که هرچه بخواهد همان می شود

علی(ع) درس چگونه زندگی کردن، باظلم مبارزه کردن و چگونه مردن را به ما اموخت.

سالگشت روز تولد و مرگ علی را بهانه ای کنیم تا از خود بپرسیم.....

آیا درسی از او آموخته ایم؟

آیا مدعیان راه علی ،گامی در مسیر تفکر او بر داشته اند؟

آیا علی بادیگارد داشت؟ آیا علی به میز و مقام فکر می کرد؟

آیا علی اگر از ظلم به دیگری خبر داشت سکوت می کرد؟

آیا علی.......

کمی نهج البلاغه بخوانیم.کمی فکر کنیم.کمی...

علی(ع) خوشحال خواهد شد.

+ نوشته شده در  یازدهم مهر 1386ساعت 16:21  توسط ناصر بزرگمهر | 

چهارپنج ساله بودم که با یک قراني و دو ريالي و پنج زاري «اقتصاد» ر ا کشف کردم.

هفت هشت ده ساله بودم که کتابخواني را به صورت آماتوري شروع کردم. خدا کمک کرد که عمر «کتاب‌هاي طلايي» و «سندباد» و «مايک هامر» و «ميکي اسپلين» زيادي طول نکشيد.

با «پسرک لبوفروش» و «کچل کفترباز» پشت بام «اولدوز» را پشت سر گذاشتيم تا اين که «کلاغ سياهه» به خونه اش نرسيد، اما «افسانه محبت» او چنان اسيرم کرد که با دو به دبيرستان رفتيم تا زودتر معلم دهات بشيم و با غرق شدن در ارس و اروندکنار اوج موفقيتمان را نشون «بهروز و فردين و ناصر و صمد» بديم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجم مهر 1386ساعت 14:32  توسط ناصر بزرگمهر | 
دكتر حميد نطقي، بنيانگذار روابط عمومي علمي در ايران حدود 50 سال قبل گفته است كه «هر مديريتي سزاوار همان روابط عمومي است كه دارد. »

اين جمله مشهور دكتر نطقي به معنا و مفهوم ارتباط نزديك مديريت ارشد هر سازمان با دانشي به نام علم ارتباطات در حوزه اطلاع‌رساني ازطريق روابط عمومي حرفه‌اي است.

متاسفانه با اينكه عمر دانش روابط عمومي در سرزمين‌ ما به نزديك پنج دهه مي‌رسد، اما هنوز "روابط عمومي" براي مديران ارشد نظام يك موضوع جدي نيست.  هنوز انتخاب مديران

روابط عمومي‌ها از سر تفنن و بدون توجه به تخصص و دانش و تجربه و حتي شخصيت ژني و ظاهري آنها انجام مي‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شانزدهم شهریور 1386ساعت 16:56  توسط ناصر بزرگمهر | 

 

"به نام او كه هرچه بخواهد همان مي‌شود